از چنگال حکومت خود کامه و تاراجگر آخوندی باید رها و آزاد شد
سرزمینی که حالا به بزرگترین مصیبتها گرفتار است ، ایران ما از حیاتی ترین نیاز بشری محروم مانده ،واژه ای که از آب و نان نیز حیاتی تر است،چرا که انسان بودن بواسطه آن تعریف می شود . آزادی! در سرزمین ما، که همیشه با برده داری نا آشنا بوده و حتی در اعمال تاریخی نیز برده داری به چشم نمی خورد،حالا یک ملت در اسارت به سر می برد ، در اسارت تحقیر،خرافه پرستی، جهل و دریدگی گروهی اندک ، که قریب بیست و پنچ سال است که بر سرنوشت مردم حاکم شده اند و ایران را با خون پاک ترین و شجاع ترین جوانان فرش کرده اند تا به گمان خودشان ریشه ی عصیان کنده شود و حکومت فاشیستی آنان جاودان بماند. باید تمام شجاعتمان را جمع کنیم و به دور از هر گروه گرایی و با تکیه بر منطق و به لطف اهورای یکتای پاک عاشقانه عصیان را برگزینیم و هر روزمان را 18 تیر بنامیم و عصیان کنیم. 25 سال است که این تیره دلان تیره صفت، با نام دین و به عنوان نمایند گان دین ،همه ی مظاهر والای دین را از میان برداشته اند ، و عدل و داد و مهر و انصاف را که می بایست خمیر مایه ی اساسی هر دین و آئین خداوندی باشد ، لگد کوب هوسهای پلیدو نا پاک خود ساخته اند و مملکتی را ویران و ملتی را آشفته و بی سامان کرده اند. به دلیل عملکرد رژیم جمهوری اسلامی ، ایران امروز در یکی از سیاهترین دوره های تاریخ خود به سر می برد ، هزاران دانشجو و جوان مبارز در سالهای اخیر دستگیر و یا ناپدید شده اند و از سرنوشت بسیاری از آنان در حال حاضر خبری نیست . هزاران دانشجو و جوان مبارز دیگر در سیاهچالهای رژیم زیر شکنجه های جسمی و روحی آرام آرام می میرند . نزدیک به یک میلیون زن و دختر ایرانی به تن فروشی مشغولند ، قاچاق دختران جوان ایرانی به به کشورهای عربی تبدیل به یک تجارت عادی شده است . بیش از 5 میلیون معتاد و تعداد نا مشخصی مبتلا به بیماری ایدز در کشور در بدترین شرایط عمر می گذرانند . این تباهی و سیاهی که ایران دچار آن گشته پیش از هر هر چیز به دلیل وجود حاکمیت ناشایست و ضد مردمی جمهوری اسلامی است. مشتی آخوند ، سرمایه دار ، بازاری ،و عده ای فرصت طلب در لباس ( محافظه کار ) ( اصلاح طلب ) چندین سال است که به جان این کشور و این مردم افتاده اند و تا آنجا که ممکن بوده است به این ملت شریف و مظلوم ستم کرده اند . رژیم جمهوری اسلامی هیچ پایگاه مردمی ندارد و از حمایت توده ای واقعی برخوردار نیست بقای آن با اتکا به یک دستگاه سرکوبگر است که شامل مشتی فرصت طلب ،سپاه پاسداران ، بسیج ،جاسوسان وزارت اطلاعات ،نیروهای ضد شورش و مشتی اراذل و اوباش چماقدار حزب ا لله است .مردم میهنمان پس از اینکه فهمیدند در بهمن پنجاه و هفت به نام ترقی و تکامل دچار چه مصیبتی شده اند، و اینک بهترین جوانان وطن هر روز به خاک و خون می غلطند و زندانها آکنده از هر صدای مخالفی شده و میشود، باید دست ریا کاران را از سرزمینمان کوتاه کنیم و پندار نیک و گفتار و کردار نیک را ترویج کنیم و بایستی هدفمان در مبارزه ، نشان دادن چهره ی بی نقاب ، نظام جمهوری فا شیستی اسلامی و اهریمن استبداد مذهبی ، باشد و آنها را به زانو در آوریم ، و باید خواهان سرنگونی رژیم مذهبی ملایان و بر پایی یک رفراندم سراسری برای تعیین یک حکومت غیر مذهبی باشیم. پیروزيم و امیدوار به اینکه ایران هرگز نمی میرد .. به امید ایرانی آزاد و آبادبه امید ایرانی آباد و آزاد
سرزمینی که حالا به بزرگترین مصیبتها گرفتار است ، ایران ما از حیاتی ترین نیاز بشری محروم مانده ،واژه ای که از آب و نان نیز حیاتی تر است،چرا که انسان بودن بواسطه آن تعریف می شود . آزادی! در سرزمین ما، که همیشه با برده داری نا آشنا بوده و حتی در اعمال تاریخی نیز برده داری به چشم نمی خورد،حالا یک ملت در اسارت به سر می برد ، در اسارت تحقیر،خرافه پرستی، جهل و دریدگی گروهی اندک ، که قریب بیست و پنچ سال است که بر سرنوشت مردم حاکم شده اند و ایران را با خون پاک ترین و شجاع ترین جوانان فرش کرده اند تا به گمان خودشان ریشه ی عصیان کنده شود و حکومت فاشیستی آنان جاودان بماند. باید تمام شجاعتمان را جمع کنیم و به دور از هر گروه گرایی و با تکیه بر منطق و به لطف اهورای یکتای پاک عاشقانه عصیان را برگزینیم و هر روزمان را 18 تیر بنامیم و عصیان کنیم. 25 سال است که این تیره دلان تیره صفت، با نام دین و به عنوان نمایند گان دین ،همه ی مظاهر والای دین را از میان برداشته اند ، و عدل و داد و مهر و انصاف را که می بایست خمیر مایه ی اساسی هر دین و آئین خداوندی باشد ، لگد کوب هوسهای پلیدو نا پاک خود ساخته اند و مملکتی را ویران و ملتی را آشفته و بی سامان کرده اند. به دلیل عملکرد رژیم جمهوری اسلامی ، ایران امروز در یکی از سیاهترین دوره های تاریخ خود به سر می برد ، هزاران دانشجو و جوان مبارز در سالهای اخیر دستگیر و یا ناپدید شده اند و از سرنوشت بسیاری از آنان در حال حاضر خبری نیست . هزاران دانشجو و جوان مبارز دیگر در سیاهچالهای رژیم زیر شکنجه های جسمی و روحی آرام آرام می میرند . نزدیک به یک میلیون زن و دختر ایرانی به تن فروشی مشغولند ، قاچاق دختران جوان ایرانی به به کشورهای عربی تبدیل به یک تجارت عادی شده است . بیش از 5 میلیون معتاد و تعداد نا مشخصی مبتلا به بیماری ایدز در کشور در بدترین شرایط عمر می گذرانند . این تباهی و سیاهی که ایران دچار آن گشته پیش از هر هر چیز به دلیل وجود حاکمیت ناشایست و ضد مردمی جمهوری اسلامی است. مشتی آخوند ، سرمایه دار ، بازاری ،و عده ای فرصت طلب در لباس ( محافظه کار ) ( اصلاح طلب ) چندین سال است که به جان این کشور و این مردم افتاده اند و تا آنجا که ممکن بوده است به این ملت شریف و مظلوم ستم کرده اند . رژیم جمهوری اسلامی هیچ پایگاه مردمی ندارد و از حمایت توده ای واقعی برخوردار نیست بقای آن با اتکا به یک دستگاه سرکوبگر است که شامل مشتی فرصت طلب ،سپاه پاسداران ، بسیج ،جاسوسان وزارت اطلاعات ،نیروهای ضد شورش و مشتی اراذل و اوباش چماقدار حزب ا لله است .مردم میهنمان پس از اینکه فهمیدند در بهمن پنجاه و هفت به نام ترقی و تکامل دچار چه مصیبتی شده اند، و اینک بهترین جوانان وطن هر روز به خاک و خون می غلطند و زندانها آکنده از هر صدای مخالفی شده و میشود، باید دست ریا کاران را از سرزمینمان کوتاه کنیم و پندار نیک و گفتار و کردار نیک را ترویج کنیم و بایستی هدفمان در مبارزه ، نشان دادن چهره ی بی نقاب ، نظام جمهوری فا شیستی اسلامی و اهریمن استبداد مذهبی ، باشد و آنها را به زانو در آوریم ، و باید خواهان سرنگونی رژیم مذهبی ملایان و بر پایی یک رفراندم سراسری برای تعیین یک حکومت غیر مذهبی باشیم. پیروزيم و امیدوار به اینکه ایران هرگز نمی میرد .. به امید ایرانی آزاد و آبادبه امید ایرانی آباد و آزاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر