
۱۳۸۷ فروردین ۱۲, دوشنبه
۱۳۸۶ اسفند ۲۹, چهارشنبه
برنامه تلویزیون رژیم اشغالگر اسلامی در آستانه نوروز
برنامه تلویزیون رژیم اشغالگر اسلامی در آستانه نوروز
ایمیل یکی از خوانندگان از اهواز: در حالیکه کمتر از 12 ساعت به آغاز بزرگترین جشن ایرانیان باقی مانده است تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی از به کار بردن هر گونه نوشته ای که نشان دهنده این رویداد فرخنده باشد خودداری میکند و حتی در هنگام پخش اخبار نیز هیچگونه دسته گلی در مقابل مجریان دیده نمی شود. این در حالیست که در هنگام سالروز میلاد هر یک از تازیان گدا از چند روز پیش انواع و اقسام نشانه ها در گوشه تلویزیون دیده می شود و با شکوه ترین دسته گلها در مقابل مجریان قرار می گیرد. نکته جالب دیگر آن است که مجریان از به کار بردن واژه نوروز خودداری می کنند و به جای آن همواره عبارت "فرا رسیدن بهار" را تکرار می کنند. این مساله ننگ آور بار دیگر دشمنی ملایان و رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی را با جشن های باستانی ایران ثابت می کند.
ایمیل یکی از خوانندگان از اهواز: در حالیکه کمتر از 12 ساعت به آغاز بزرگترین جشن ایرانیان باقی مانده است تلویزیون رژیم جمهوری اسلامی از به کار بردن هر گونه نوشته ای که نشان دهنده این رویداد فرخنده باشد خودداری میکند و حتی در هنگام پخش اخبار نیز هیچگونه دسته گلی در مقابل مجریان دیده نمی شود. این در حالیست که در هنگام سالروز میلاد هر یک از تازیان گدا از چند روز پیش انواع و اقسام نشانه ها در گوشه تلویزیون دیده می شود و با شکوه ترین دسته گلها در مقابل مجریان قرار می گیرد. نکته جالب دیگر آن است که مجریان از به کار بردن واژه نوروز خودداری می کنند و به جای آن همواره عبارت "فرا رسیدن بهار" را تکرار می کنند. این مساله ننگ آور بار دیگر دشمنی ملایان و رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی را با جشن های باستانی ایران ثابت می کند.
۱۳۸۶ اسفند ۲۸, سهشنبه
برنامه تلویزیون رژیم اشغالگر اسلامی در شب چهارشبنه سوری.

برنامه تلویزیون رژیم اشغالگر اسلامی در شب چهارشبنه سوری
ایمیل یکی از خوانندگان از تهران: در شب جشن «چهارشنبه سوری» رخ داد: ویژه برنامه های جنگ عراق، خونریزی، مرگ، غصه و نابودی در سیمای جمهوری اسلامی! صدا و سیمای ضرغامی به روال سال های گذشته کاری به کار چهارشنبه سوری ندارد! اصلا امشب انگار نه انگار که یکی از شب های بزرگ و باستانی ایرانیان است و باید جشن گرفته شود. چهارشنبه سوری کیلو چنده! فعلا موضوع جنگ عراق مهم تر است! اصلا چهارشنبه سوری یعنی چی! چه دلیلی دارد که بخواهیم این شب را جشن بگیریم و از جوان ها دعوت کنیم که در خیابان جشن و پایکوبی کنند و برای خودمان دردسر درست کنیم! اصلا جشن حرام است. همه اش باید مرگ و غصه و ماتم و خونریزی باشد و بس. تازه اگر هم بخواهیم به چهارشنبه سوری بپردازیم فوقش از مضراتش می گوییم و آتش سوزی هاش. تا به خیال خودمان جوانان از خانه خارج نشوند. بروند بیرون چه کار کنند، که علیه ما شعار بدهند! استغفرالله. صدا و سیمای کدام حکومتی میاد یه همچنین کاری بکند. جوانان بیرون نروید بنشینید پای تلویزیون ویژه برنامه های جنگ عراق را ببینید. بابا سالگرد حمله آمریکاست و همین یک شب را هر سال به این موضوع می پردازیم به خدا همین یک شب!! مابقی روزهای سال همه اش ویژه برنامه های شاد پخش می کنیم! همین یک شب را داریم که به موضوع عراق بپردازیم و لاغیر.........از پای تلویزیون تکان نخورید به خدا، آقا ناراحت می شوند...!
ایمیل یکی از خوانندگان از تهران: در شب جشن «چهارشنبه سوری» رخ داد: ویژه برنامه های جنگ عراق، خونریزی، مرگ، غصه و نابودی در سیمای جمهوری اسلامی! صدا و سیمای ضرغامی به روال سال های گذشته کاری به کار چهارشنبه سوری ندارد! اصلا امشب انگار نه انگار که یکی از شب های بزرگ و باستانی ایرانیان است و باید جشن گرفته شود. چهارشنبه سوری کیلو چنده! فعلا موضوع جنگ عراق مهم تر است! اصلا چهارشنبه سوری یعنی چی! چه دلیلی دارد که بخواهیم این شب را جشن بگیریم و از جوان ها دعوت کنیم که در خیابان جشن و پایکوبی کنند و برای خودمان دردسر درست کنیم! اصلا جشن حرام است. همه اش باید مرگ و غصه و ماتم و خونریزی باشد و بس. تازه اگر هم بخواهیم به چهارشنبه سوری بپردازیم فوقش از مضراتش می گوییم و آتش سوزی هاش. تا به خیال خودمان جوانان از خانه خارج نشوند. بروند بیرون چه کار کنند، که علیه ما شعار بدهند! استغفرالله. صدا و سیمای کدام حکومتی میاد یه همچنین کاری بکند. جوانان بیرون نروید بنشینید پای تلویزیون ویژه برنامه های جنگ عراق را ببینید. بابا سالگرد حمله آمریکاست و همین یک شب را هر سال به این موضوع می پردازیم به خدا همین یک شب!! مابقی روزهای سال همه اش ویژه برنامه های شاد پخش می کنیم! همین یک شب را داریم که به موضوع عراق بپردازیم و لاغیر.........از پای تلویزیون تکان نخورید به خدا، آقا ناراحت می شوند...!
درگیری در تهران پارس در شرق تهران.
درگیری در تهران پارس در شرق تهران
ایمیل یکی از خوانندگان: در تهرانپارس جوانان شعار میدادن توپ تانک فشفشه احمدی نژاد کشته شه؛در خیابان 154 غربی پلیس با مردم درگیر شدو جوانان با شعار فرار میکردند هم اکنون تهرانپارس صحنه درگیری است یک تعدادی هم از خودشون از جاهای دیگه اومدن می گن مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر آمریکا.
ایمیل یکی از خوانندگان: در تهرانپارس جوانان شعار میدادن توپ تانک فشفشه احمدی نژاد کشته شه؛در خیابان 154 غربی پلیس با مردم درگیر شدو جوانان با شعار فرار میکردند هم اکنون تهرانپارس صحنه درگیری است یک تعدادی هم از خودشون از جاهای دیگه اومدن می گن مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر آمریکا.
وضعیت نگران کننده یک فعال سیاسی در بند 209 زندان اوین.

وضعیت نگران کننده یک فعال سیاسی در بند 209 زندان اوین
کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
فرهاد حاج میرزایی، فعال سیاسی کرد با گذشت بیش از دو ماه از زمان بازداشت کماکان در بند 209 زندان اوین بسر می برد و علیرغم صدور قرار وثیقه برای سایر بازداشت شدگان وضعیت پرونده وی همچنان نامشخص است.
حاج میرزایی در جریان برخورد با دانشجویان چپگرا در تاریخ بیست و دوم اسفند ماه سال جاری توسط ماموران امنیتی در شهرستان سنندج دستگیر و پس از یک شب بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به بند 209 منتقل شد.
بر طبق گزارش رسیده از زندان اوین این فعال سیاسی به منظور اخذ اعتراف در طول این مدت تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته است. از جمله شکنجه های اعمال شده به وی می توان به دستبند قپانی، شوک الکتریکی و بی خوابی های طولانی مدت اشاره کرد. در این زمینه نسبت به سلامت وی نگرانی جدی وجود دارد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نگرانی خود را نسبت به وضعیت فرهاد حاج میرزایی و نقض فاحش حقوق شهروندی وی اعلام داشته و در این زمینه اقدام موثر نهادها و سازمان های حامی حقوق را خواستار است.
کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر
فرهاد حاج میرزایی، فعال سیاسی کرد با گذشت بیش از دو ماه از زمان بازداشت کماکان در بند 209 زندان اوین بسر می برد و علیرغم صدور قرار وثیقه برای سایر بازداشت شدگان وضعیت پرونده وی همچنان نامشخص است.
حاج میرزایی در جریان برخورد با دانشجویان چپگرا در تاریخ بیست و دوم اسفند ماه سال جاری توسط ماموران امنیتی در شهرستان سنندج دستگیر و پس از یک شب بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به بند 209 منتقل شد.
بر طبق گزارش رسیده از زندان اوین این فعال سیاسی به منظور اخذ اعتراف در طول این مدت تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته است. از جمله شکنجه های اعمال شده به وی می توان به دستبند قپانی، شوک الکتریکی و بی خوابی های طولانی مدت اشاره کرد. در این زمینه نسبت به سلامت وی نگرانی جدی وجود دارد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر نگرانی خود را نسبت به وضعیت فرهاد حاج میرزایی و نقض فاحش حقوق شهروندی وی اعلام داشته و در این زمینه اقدام موثر نهادها و سازمان های حامی حقوق را خواستار است.
۱۳۸۶ اسفند ۲۰, دوشنبه
نمایش انتخابات رژیم اشغالگر اسلامی را تحریم کنیم.

نمایش انتخابات رژیم اشغالگر اسلامی را تحریم کنیم
حقانیت بخشی انتخابات مجلس هشتم برای رژیم اسلامی فوق العاده مهم و سرنوشت ساز است. اکنون که جمهوری اسلامی همه تخم مرغ هایش را در یک سبد گذاشته است، برماست که سبدش را واژگون کنیم.
سیامک مهر
این حقیقت که ملت ایران در مقابل و در مقابله با جمهوری اسلامی، با آلترناتیو و بدیلی سازمان یافته و با رهبری مشخص و برنامه و پلاتفرمی تبیین و تدوین شده روبرو نیست، به هیچ وجه به معنی دست شستن از مبارزه و تن سپردن به خواسته های رژیمی استبدادی و شرور نیست. فقدان آلترناتیو و وجود چنین خلائی همراهی با شعارهای رژیم و شرکت در انتخابات پیش رو را توجیه نمی کند و بیشتر خامی و افسردگی برخی افراد و گروه ها و نیروهای سیاسی را به رخ می کشد. تجربه های سیاسی و مبارزاتی بومی و جهانی به خوبی نشان می دهد که رهبری و سازمان یابی آلترناتیو، همواره پس از تضعیف و عقب نشینی نیروهای سرکوبگر که غالباً به دنبال یک همبستگی ملی خود جوش و نافرمانی مدنی گسترده روی می دهد، به طور خود به خود و بر اساس گزینش روح جمعی و قواعدی نانوشته، پیدا و آشکار گشته و ظهور می یابد.
با تحریم وسیع و یکپارچه انتخابات مجلس هشتم از سوی ملت ایران، حکومت اسلامی به ناگزیر هم در داخل و هم در برابر افکار عمومی جهانیان در موضعی قرار می گیرد که هرگز قادر به کنترل نظم سابق و خشونت و سرکوبگری از نوع شناخته شده و مسبوق به سابقه نخواهد بود و ناچار خواهد بود برای حفاظت از خود به حکومت نظامی متوسل شود که به معنی دمیدن در سر گشاد سرنا و آغاز فروپاشی جمهوری اسلامی است. دقیقاً پس از این آغازه است که نطفه های نظم و نظامی که همگان بر ویژگی ها و مؤلفه های آن - که عبارتند از سکولاریسم، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر - که در طی سی سال مبارزه قلمی و قدمی اشتراک نظر و توافقی ضمنی یافته اند بسته می شود و از دل و درون آن، رهبری و سازمان یابی برای وارد کردن ضربه نهایی شکل می گیرد.
ضروری است به این حقیقت توجه کنیم که با وجود نظام جمهوری اسلامی در ایران، پرهیز از جنگی ویرانگر در آینده به هیچ طریقی ممکن نیست. حکومت اسلامی با ملت ایران، با جهان، با آزادی، با تمدن و با نوع بشر و کرامت انسانی وی دارای مشکل و تضادی اساسی، حل ناشدنی و غیر قابل رفع می باشد. رژیم اسلامی بنا به ذات و گوهر تمدن ستیز، خردستیز و دشمنی ایدئولوژیک با جهان غرب و دستآوردهای بی نظیری چون مدرنیته، دموکراسی، سکولاریسم، حقوق بشر و دانش های مدرن، تا زمانی که در حاکمیت به سر برد میهن ما را در تحریم و انزوایی برزخی فرو خواهد کشید و هست و نیست و آینده ملت را نسل در پی نسل تباه خواهد ساخت. برای پرهیز از نابودی یکپارچکی و تمامیت ارضی ایران و برای جلوگیری از گسیختن و از هم پاشیدن شیرازه ملی ملت ایران، اقدامی عاجل جهت از میان برداشتن رژیم اسلامی، تنها و تنها چاره و ضرورت و وظیفه و مسئولیت ملی و مدنی و اخلاقی و تاریخی ملت ایران از هر قوم و گروه و قشر و طبقه و صنف است.
شبح و خطر دائمی جنگ و حمله نظامی، وضعیتی داموکلسی به وجود آورده که آثار منفی و زیان بار آن در همه حوزه های سیاست، جامعه، فرهنگ و بویژه اقتصاد غیر قابل محاسبه است. چنین شرایط ناامنی اگرچه جامعه را از حالت تعادل خارج ساخته، اما نظام اسلامی را به خاطر وجود فلسفه حیاتی اش مبنی بر زندگی در وضعیت هرج و مرجِ منظم و یا به عبارتی پاسخ دادن به هر بحران با بحرانی دیگر، یاری و کمک فراوانی رسانده است. این فقط متعلق به دوران هشت ساله آخوند خاتمی نبود که زمامداران حکومت اسلامی هر نه روز یک بحران می آفریدند؛ بلکه از ابتدای تشکیل حکومت فقها به عنوان یک استراتژی، یک راهکار و شیوه ناگزیر زمامداری آخوندها به دلیل نفس غیردموکراتیک و جابرانه و ضدمردمی این حکومت اتخاذ گردیده است. جمله « این جنگ نعمت است و اگر بیست سال هم طول بکشد ادامه می دهیم» ناظر بر همین حقیقت بود. تداوم این وضعیت اگر برای حاکمان رژیم اسلامی وسیله حفظ قدرت و چپاول سرمایه ها و ثروت های ملی را فراهم آورده، اما به همین دلیل برای منافع ملی و آینده ایران و سرنوشت فرزندان ما فاجعه بار است. این ما، ملت ایران است که باید با اتخاذ یک تصمیم قاطع و پرقدرت به این شرایط جهنمی پایان بدهد.
حقانیت بخشی انتخابات مجلس هشتم برای رژیم اسلامی فوق العاده مهم و سرنوشت ساز است. اکنون که جمهوری اسلامی همه تخم مرغ هایش را در یک سبد گذاشته است، برماست که سبدش را واژگون کنیم. اکنون باری دیگر فرصتی غیر قابل بازگشت در پیش روی ماست. با تحریم گسترده انتخابات مجلس اسلامی که هرگز پارلمان و مجلسی ملی نبوده و نیست و با خالی گذاشتن حوزه های انتخابیه می توانیم آنچنان ضربه ای به رژیم اسلامی وارد آوریم که هرگز کمر راست نکند و از زمین برنخیزد. می توانیم هریک از صندوق های آراء انتخابات مجلس هشتم را به تابوتی برای دفن زمامداران نظام فقاهتی تبدیل کنیم.
جمهوری اسلامی رژیمی است یک دست و یکپارچه که صحبت از جناح های درون رژیم بازی سیاسی خود رژیم و سرگرمی سیاسی کارها و روزنامه نگاران جهان سومی و عقب مانده است. هنگامی که آخوند موسوی لاریِ اصلاح طلبِ دوم خردادی، تقاضای نظارت قانونی از سوی سازمان های بین المللی بر انتخابات را خیانت می خواند و حزب مشارکت اسلامی برای مرگ عماد مغنیه تروریست تحت تعقیب، اعلامیه تسلیت صادر می کند، افتادن در دامچاله چنین مباحثی نشان از عدم بلوغ سیاسی است. بازیچه کوتوله هایی است که تلاش رژیم برای دستیابی به سلاح اتمی و فراوانی گوشی های تلفن موبایل در دست مردم را نشانه مدرنیزم می دانند.
دل بستن به نمایش انتخابات رژیم اسلامی به امید راه یافتن تعدادی اندک نماینده خنثی و مخنث از به اصطلاح جناح های میانه رو و از روستاها و ده کوره های دوردست که نظام و دستگاه های نظارتی نسبت به آنان حساسیت کمتری نشان داده است، فکری ساده لوحانه و نتیجتاً تفرقه انداختن در میان ملت و همبستگی ملی جهت تحریم گسترده انتخابات است.
از طرفی اعتراف و اقرار نامزدها به اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی، و وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه اگر بر فرض بنا بر مصلحت و گذشتن خرشان از پل بوده باشد و دروغ گفته باشند، نشان از بی اخلاقی و بی شرفی سیاسی است و ملت ایران به چنین نمایندگان و وکلایی نه امروز و نه در فردای زیبای ایران هرگز احتیاج نخواهد داشت. بنابراین نامزدی که به هر دلیل و بهانه ای چنین تعهد و التزامی را امضاء کرده باشد، جایی در میان ملت و در صف آزادیخواهان ندارد، نه امروز، نه فردا. دل خوش کردن به ورود چنین نامزدهایی به مجلس است که برخی را در تصمیم گیری برای تحریم قاطعانه انتخابات دچار دودلی کرده و زبانشان را به لکنت انداخته است. اساساً اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی و وفاداری به قانون اساسی آن و اصل ولایت مطلقه فقیه، هر فردی را از دایره ایران و ایرانی خارج ساخته و به انیرانی و دشمن و بدخواه ملت ایران تبدیل می کند. اینان بند ناف خود را از زهدان و دامن پرمهر ایران بریده اند.
تحریم انتخابات و خالی گذاشتن حوزه های انتخابیه صرفاً و تنها یک عمل سیاسی نیست. تحریم حتا یک تشبث ساده به حقوق قانونی خود هم نیست. بلکه دفاعی اخلاقی از حیثیت و حرمت و کرامت انسانی فرد فرد ملت در برابر وهن و تحقیر و تجاوزی است که بی امان و پیوسته از سوی زمامداران جابر حکومت اسلامی نسبت به اراده و اختیار و حق انتخاب آزادانه شهروندان صورت می گیرد. نظارت استصوابی شورای نگهبان که در دوره پیش رو به هیئت های اجرایی وزارت کشور نیز گسترش یافته و از آن جا آغاز شده، توهین مسلم و آشکاری است به درایت و فهم و شعور یکایک افراد جامعه.
تحریم انتخابات به معنی نفی و انکار تمامیت حکومت اسلامی در همه اشکال و مظاهر آن است.
در هر صورت مسلم است که از صندوق های انتخابات بیست و چهارم اسفندماه مجلسی بیرون خواهد آمد که درواقع شعبه و شاخه ای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. تشکیلاتی که در لیست سازمان های تروریستی قرار گرفته و سازمانی است در ردیف حماس و حزب الله لبنان و جهاد اسلامی. اینان که صلاحیتشان برای نامزدی تأیید گردیده، تروریست ها، پاسداران، بسیجی ها، لباس شخصی ها و یاران و همکاران مقتدا صدر و حسن نصرالله و عماد مغنیه اند و هیچ نسبتی با ملت ایران ندارند.
بدون تردید جمهوری اسلامی پس از انتخابات بیست و چهارم اسفند ماه آشکارا و بیش از پیش به نظامی پادگانی و امنیتی تغییر شکل خواهد یافت که جز با اعلام وضعیت فوق العاده و حکومت نظامی قادر به ادامه حیات خویش نخواهد بود و بدون شک پس از آن است که مبارزه با نظام فقاهتی اسلام از شکل اندرز و نصیحت و توصیه و تئوری بافی خارج شده و ملت ایران تکلیف خود را با حکومت گورکن ها و ماموت های عصر یخبندان در خیابان ها روشن خواهد ساخت.
حقانیت بخشی انتخابات مجلس هشتم برای رژیم اسلامی فوق العاده مهم و سرنوشت ساز است. اکنون که جمهوری اسلامی همه تخم مرغ هایش را در یک سبد گذاشته است، برماست که سبدش را واژگون کنیم.
سیامک مهر
این حقیقت که ملت ایران در مقابل و در مقابله با جمهوری اسلامی، با آلترناتیو و بدیلی سازمان یافته و با رهبری مشخص و برنامه و پلاتفرمی تبیین و تدوین شده روبرو نیست، به هیچ وجه به معنی دست شستن از مبارزه و تن سپردن به خواسته های رژیمی استبدادی و شرور نیست. فقدان آلترناتیو و وجود چنین خلائی همراهی با شعارهای رژیم و شرکت در انتخابات پیش رو را توجیه نمی کند و بیشتر خامی و افسردگی برخی افراد و گروه ها و نیروهای سیاسی را به رخ می کشد. تجربه های سیاسی و مبارزاتی بومی و جهانی به خوبی نشان می دهد که رهبری و سازمان یابی آلترناتیو، همواره پس از تضعیف و عقب نشینی نیروهای سرکوبگر که غالباً به دنبال یک همبستگی ملی خود جوش و نافرمانی مدنی گسترده روی می دهد، به طور خود به خود و بر اساس گزینش روح جمعی و قواعدی نانوشته، پیدا و آشکار گشته و ظهور می یابد.
با تحریم وسیع و یکپارچه انتخابات مجلس هشتم از سوی ملت ایران، حکومت اسلامی به ناگزیر هم در داخل و هم در برابر افکار عمومی جهانیان در موضعی قرار می گیرد که هرگز قادر به کنترل نظم سابق و خشونت و سرکوبگری از نوع شناخته شده و مسبوق به سابقه نخواهد بود و ناچار خواهد بود برای حفاظت از خود به حکومت نظامی متوسل شود که به معنی دمیدن در سر گشاد سرنا و آغاز فروپاشی جمهوری اسلامی است. دقیقاً پس از این آغازه است که نطفه های نظم و نظامی که همگان بر ویژگی ها و مؤلفه های آن - که عبارتند از سکولاریسم، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر - که در طی سی سال مبارزه قلمی و قدمی اشتراک نظر و توافقی ضمنی یافته اند بسته می شود و از دل و درون آن، رهبری و سازمان یابی برای وارد کردن ضربه نهایی شکل می گیرد.
ضروری است به این حقیقت توجه کنیم که با وجود نظام جمهوری اسلامی در ایران، پرهیز از جنگی ویرانگر در آینده به هیچ طریقی ممکن نیست. حکومت اسلامی با ملت ایران، با جهان، با آزادی، با تمدن و با نوع بشر و کرامت انسانی وی دارای مشکل و تضادی اساسی، حل ناشدنی و غیر قابل رفع می باشد. رژیم اسلامی بنا به ذات و گوهر تمدن ستیز، خردستیز و دشمنی ایدئولوژیک با جهان غرب و دستآوردهای بی نظیری چون مدرنیته، دموکراسی، سکولاریسم، حقوق بشر و دانش های مدرن، تا زمانی که در حاکمیت به سر برد میهن ما را در تحریم و انزوایی برزخی فرو خواهد کشید و هست و نیست و آینده ملت را نسل در پی نسل تباه خواهد ساخت. برای پرهیز از نابودی یکپارچکی و تمامیت ارضی ایران و برای جلوگیری از گسیختن و از هم پاشیدن شیرازه ملی ملت ایران، اقدامی عاجل جهت از میان برداشتن رژیم اسلامی، تنها و تنها چاره و ضرورت و وظیفه و مسئولیت ملی و مدنی و اخلاقی و تاریخی ملت ایران از هر قوم و گروه و قشر و طبقه و صنف است.
شبح و خطر دائمی جنگ و حمله نظامی، وضعیتی داموکلسی به وجود آورده که آثار منفی و زیان بار آن در همه حوزه های سیاست، جامعه، فرهنگ و بویژه اقتصاد غیر قابل محاسبه است. چنین شرایط ناامنی اگرچه جامعه را از حالت تعادل خارج ساخته، اما نظام اسلامی را به خاطر وجود فلسفه حیاتی اش مبنی بر زندگی در وضعیت هرج و مرجِ منظم و یا به عبارتی پاسخ دادن به هر بحران با بحرانی دیگر، یاری و کمک فراوانی رسانده است. این فقط متعلق به دوران هشت ساله آخوند خاتمی نبود که زمامداران حکومت اسلامی هر نه روز یک بحران می آفریدند؛ بلکه از ابتدای تشکیل حکومت فقها به عنوان یک استراتژی، یک راهکار و شیوه ناگزیر زمامداری آخوندها به دلیل نفس غیردموکراتیک و جابرانه و ضدمردمی این حکومت اتخاذ گردیده است. جمله « این جنگ نعمت است و اگر بیست سال هم طول بکشد ادامه می دهیم» ناظر بر همین حقیقت بود. تداوم این وضعیت اگر برای حاکمان رژیم اسلامی وسیله حفظ قدرت و چپاول سرمایه ها و ثروت های ملی را فراهم آورده، اما به همین دلیل برای منافع ملی و آینده ایران و سرنوشت فرزندان ما فاجعه بار است. این ما، ملت ایران است که باید با اتخاذ یک تصمیم قاطع و پرقدرت به این شرایط جهنمی پایان بدهد.
حقانیت بخشی انتخابات مجلس هشتم برای رژیم اسلامی فوق العاده مهم و سرنوشت ساز است. اکنون که جمهوری اسلامی همه تخم مرغ هایش را در یک سبد گذاشته است، برماست که سبدش را واژگون کنیم. اکنون باری دیگر فرصتی غیر قابل بازگشت در پیش روی ماست. با تحریم گسترده انتخابات مجلس اسلامی که هرگز پارلمان و مجلسی ملی نبوده و نیست و با خالی گذاشتن حوزه های انتخابیه می توانیم آنچنان ضربه ای به رژیم اسلامی وارد آوریم که هرگز کمر راست نکند و از زمین برنخیزد. می توانیم هریک از صندوق های آراء انتخابات مجلس هشتم را به تابوتی برای دفن زمامداران نظام فقاهتی تبدیل کنیم.
جمهوری اسلامی رژیمی است یک دست و یکپارچه که صحبت از جناح های درون رژیم بازی سیاسی خود رژیم و سرگرمی سیاسی کارها و روزنامه نگاران جهان سومی و عقب مانده است. هنگامی که آخوند موسوی لاریِ اصلاح طلبِ دوم خردادی، تقاضای نظارت قانونی از سوی سازمان های بین المللی بر انتخابات را خیانت می خواند و حزب مشارکت اسلامی برای مرگ عماد مغنیه تروریست تحت تعقیب، اعلامیه تسلیت صادر می کند، افتادن در دامچاله چنین مباحثی نشان از عدم بلوغ سیاسی است. بازیچه کوتوله هایی است که تلاش رژیم برای دستیابی به سلاح اتمی و فراوانی گوشی های تلفن موبایل در دست مردم را نشانه مدرنیزم می دانند.
دل بستن به نمایش انتخابات رژیم اسلامی به امید راه یافتن تعدادی اندک نماینده خنثی و مخنث از به اصطلاح جناح های میانه رو و از روستاها و ده کوره های دوردست که نظام و دستگاه های نظارتی نسبت به آنان حساسیت کمتری نشان داده است، فکری ساده لوحانه و نتیجتاً تفرقه انداختن در میان ملت و همبستگی ملی جهت تحریم گسترده انتخابات است.
از طرفی اعتراف و اقرار نامزدها به اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی، و وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه اگر بر فرض بنا بر مصلحت و گذشتن خرشان از پل بوده باشد و دروغ گفته باشند، نشان از بی اخلاقی و بی شرفی سیاسی است و ملت ایران به چنین نمایندگان و وکلایی نه امروز و نه در فردای زیبای ایران هرگز احتیاج نخواهد داشت. بنابراین نامزدی که به هر دلیل و بهانه ای چنین تعهد و التزامی را امضاء کرده باشد، جایی در میان ملت و در صف آزادیخواهان ندارد، نه امروز، نه فردا. دل خوش کردن به ورود چنین نامزدهایی به مجلس است که برخی را در تصمیم گیری برای تحریم قاطعانه انتخابات دچار دودلی کرده و زبانشان را به لکنت انداخته است. اساساً اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام جمهوری اسلامی و وفاداری به قانون اساسی آن و اصل ولایت مطلقه فقیه، هر فردی را از دایره ایران و ایرانی خارج ساخته و به انیرانی و دشمن و بدخواه ملت ایران تبدیل می کند. اینان بند ناف خود را از زهدان و دامن پرمهر ایران بریده اند.
تحریم انتخابات و خالی گذاشتن حوزه های انتخابیه صرفاً و تنها یک عمل سیاسی نیست. تحریم حتا یک تشبث ساده به حقوق قانونی خود هم نیست. بلکه دفاعی اخلاقی از حیثیت و حرمت و کرامت انسانی فرد فرد ملت در برابر وهن و تحقیر و تجاوزی است که بی امان و پیوسته از سوی زمامداران جابر حکومت اسلامی نسبت به اراده و اختیار و حق انتخاب آزادانه شهروندان صورت می گیرد. نظارت استصوابی شورای نگهبان که در دوره پیش رو به هیئت های اجرایی وزارت کشور نیز گسترش یافته و از آن جا آغاز شده، توهین مسلم و آشکاری است به درایت و فهم و شعور یکایک افراد جامعه.
تحریم انتخابات به معنی نفی و انکار تمامیت حکومت اسلامی در همه اشکال و مظاهر آن است.
در هر صورت مسلم است که از صندوق های انتخابات بیست و چهارم اسفندماه مجلسی بیرون خواهد آمد که درواقع شعبه و شاخه ای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. تشکیلاتی که در لیست سازمان های تروریستی قرار گرفته و سازمانی است در ردیف حماس و حزب الله لبنان و جهاد اسلامی. اینان که صلاحیتشان برای نامزدی تأیید گردیده، تروریست ها، پاسداران، بسیجی ها، لباس شخصی ها و یاران و همکاران مقتدا صدر و حسن نصرالله و عماد مغنیه اند و هیچ نسبتی با ملت ایران ندارند.
بدون تردید جمهوری اسلامی پس از انتخابات بیست و چهارم اسفند ماه آشکارا و بیش از پیش به نظامی پادگانی و امنیتی تغییر شکل خواهد یافت که جز با اعلام وضعیت فوق العاده و حکومت نظامی قادر به ادامه حیات خویش نخواهد بود و بدون شک پس از آن است که مبارزه با نظام فقاهتی اسلام از شکل اندرز و نصیحت و توصیه و تئوری بافی خارج شده و ملت ایران تکلیف خود را با حکومت گورکن ها و ماموت های عصر یخبندان در خیابان ها روشن خواهد ساخت.
۱۳۸۶ اسفند ۱۹, یکشنبه
آنچه امروز بر مردم ایران میگذرد کابوسی وحشتناک است

آنچه امروز بر مردم ایران میگذرد کابوسی وحشتناک است
سایت انتگراسیون ایرانیان ساکن آلمان
شکنجه یک جوان و آتش زدن موی او در بازداشتگاه نیروی انتظامی
در حالی که در کشورهائی که در آن قانون حاکمیت دارد، بد رفتاری مأمورین پلیس با مردم به یک رسوائی بزرگ تبدیل شده و محاکمه مجرمین و بازخواست بالاترین مقامات سیاسی در سطح وزیر کشور را بدنبال میاورد، در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی شکنجه مردم و شهروندان توسط اراذل و اوباش حکومتی موسوم به نیروهای انتظامی به امری روزمره تبدیل شده است.
دقت در ویدئو کلیپ ضمیمه نشان میدهد که رفتار نیروهای انتظامی در این فیلم، نه یک "تک مورد"، بلکه سندی است که روشن میسازد رفتار خونسرد و حرفه ای آنها حاصل و ثمره آموزشهای عقیدتی و سیاسی ای است که این نیروها از آن تغذیه میکنند.
سایت انتگراسیون ایرانیان ساکن آلمان
شکنجه یک جوان و آتش زدن موی او در بازداشتگاه نیروی انتظامی
در حالی که در کشورهائی که در آن قانون حاکمیت دارد، بد رفتاری مأمورین پلیس با مردم به یک رسوائی بزرگ تبدیل شده و محاکمه مجرمین و بازخواست بالاترین مقامات سیاسی در سطح وزیر کشور را بدنبال میاورد، در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی شکنجه مردم و شهروندان توسط اراذل و اوباش حکومتی موسوم به نیروهای انتظامی به امری روزمره تبدیل شده است.
دقت در ویدئو کلیپ ضمیمه نشان میدهد که رفتار نیروهای انتظامی در این فیلم، نه یک "تک مورد"، بلکه سندی است که روشن میسازد رفتار خونسرد و حرفه ای آنها حاصل و ثمره آموزشهای عقیدتی و سیاسی ای است که این نیروها از آن تغذیه میکنند.
این فیلم نشان میدهد:
http://uk.youtube.com/watch?v=nCOlv-8nmZk
- دو مأمور دون پایه نیروی انتظامی جوانی را تک و تنها در یک اتاق (بازداشتگاه) دوره کرده و نفر سوم از آنها فیلم تهیه میکند.
- مأمورین، جوان را مورد تحقیر و آزار قرار داده و به صورت آن توگوشی میزنند.
- مامورین به سرعت وسیله ای را آورده و سعی میکنند با کمک آن و با زدن ضربه های سخت موی سر این جوان را بکنند. این عمل مصداق شکنجه میباشد.
- اگر چه این فیلم صدا ندارد، ولی وقتی این جوان حرکت کرده و دوربین نیز حرکت او را تعقیب میکند، معلوم میشود که این اتاق پنجره داشته و از بیرون آنچه در این اتاق اتفاق میافتد قابل دیدن است. بنا بر این مأمورین مخفیانه این کار را نکرده و ترس یا نگرانی از دیده شدن نداشته و حتی مانعی هم در فیلم گرفتن از خود هنگام انجام شکنجه هائی که انجام میدهند نمی دیده اند.
- چند لحظه بعد یکی از مأمورین موی سر این جوان را دسته کرده و با فندک اقدام به آتش زدن آن میکند. فیلم در اینجا تمام میشود.
- این فیلم تنها یک دقیقه و بیست ثانیه از شکنجه ها را نشان میدهد و معلوم نیست که بر سر جوانی که در این فیلم دیده میشود چه آمده است.
- مأمورین هنگام شکنجه میخندند و از کاری که میکنند لذت میبرند. این رفتار سادیستی نشان میدهد که آنها در انجام عملی که میکنند تناقضی با آموزش های عقیدتی که دیده اند نمی بینند. تجربه زندانیان سیاسی از شکنجه گرانشان و نیز رفتار چندش آور پاسداران و مأمورین زندان در تجاوز به زندانیا ن سیاسی زن که این زندانیان در خاطراتشان به آن اشاره کرد ه اند، بر این واقعیت تأکید میکند که شکنجه گران رژیم اسلامی کار خود را عملی در راه رضایت خدا و رهبری عقیدتیشان بحساب میاورند.
اما راستی مگر در حکومت اسلامی رفتاری غیر از این هم از پاسداران این رژیم متصور است؟
آیا از رژیمی که علی خامنه ای رهبر آن، پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور آن و پورمحمدی از مسئولین کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت وزیر کشور آن است غیر از این انتظار است؟ وقتی آب از سرچشمه کثیف و آلوده است، مأمورین دون پایه نیز این خوش رقصی ها و ریختن خون مردم را "فریضه" ای برای ارتقاء بیشتر خود میدانند.
از کلیه آزادیخواهان و فعالین حقوق بشر خواسته میشود تا تلاش کنند مشخصات کامل جوانی که مورد شکنجه قرار گرفته و آخرین وضعیت او را بدست بیاورند. همچنین نام و مشخصات کامل مأمورین و شکنجه کنندگانی که در این فیلم دیده میشوند و نیز اگر امکان پذیر است زمان دقیق و محل ارتکاب به جرم را بدست بیاورید. در صورتی که به این اطلاعات دسترسی پیدا کردید آنرا برای سازمانهای حقوق بشری و نمایندگی رسانه های خارجی در ایران ارسال کنید.
متأسفانه کشورهای غربی با بستن چشم بر این جنایت ها عملا دست رژیم اسلامی حاکم بر ایران را در شکنجه مردم ایران باز گذاشته اند. جای بسیار تاسف است زمانی هم که قربانیان این شکنجه ها از دست این رژیم فرار کرده و پایشان به کشورهای غربی میرسد و درخواست پناهندگی میکنند، درخواست آنها اغلب رد شده و بی شرمانه گفته های آنها را تحت عنوان "تخیلاتی که از فیلم های جنائی اقتباس کرده اند" دروغ میخوانند. نه! آنچه که امروز بر مردم ایران میگذرد نه یک " فیلم جنائی"، بلکه کابوسی واقعی و وحشتناک است که مردم ایران بطور واقعی در آن زندگی می کنند.
فعالین حقوق بشر و آزادیخواهان ایران تلاش کنید تا از طریق انتشار اسنادی که جمع آوری میکنید وجدان های انسانی ای که هنوز بیدار مانده را تکان دهید. تلاش کنید تا با افشاء جنایات این رژیم، دست آنان در سرکوب بیشتر مردم ایران هرچه کوتاه تر شود.
http://uk.youtube.com/watch?v=nCOlv-8nmZk
- دو مأمور دون پایه نیروی انتظامی جوانی را تک و تنها در یک اتاق (بازداشتگاه) دوره کرده و نفر سوم از آنها فیلم تهیه میکند.
- مأمورین، جوان را مورد تحقیر و آزار قرار داده و به صورت آن توگوشی میزنند.
- مامورین به سرعت وسیله ای را آورده و سعی میکنند با کمک آن و با زدن ضربه های سخت موی سر این جوان را بکنند. این عمل مصداق شکنجه میباشد.
- اگر چه این فیلم صدا ندارد، ولی وقتی این جوان حرکت کرده و دوربین نیز حرکت او را تعقیب میکند، معلوم میشود که این اتاق پنجره داشته و از بیرون آنچه در این اتاق اتفاق میافتد قابل دیدن است. بنا بر این مأمورین مخفیانه این کار را نکرده و ترس یا نگرانی از دیده شدن نداشته و حتی مانعی هم در فیلم گرفتن از خود هنگام انجام شکنجه هائی که انجام میدهند نمی دیده اند.
- چند لحظه بعد یکی از مأمورین موی سر این جوان را دسته کرده و با فندک اقدام به آتش زدن آن میکند. فیلم در اینجا تمام میشود.
- این فیلم تنها یک دقیقه و بیست ثانیه از شکنجه ها را نشان میدهد و معلوم نیست که بر سر جوانی که در این فیلم دیده میشود چه آمده است.
- مأمورین هنگام شکنجه میخندند و از کاری که میکنند لذت میبرند. این رفتار سادیستی نشان میدهد که آنها در انجام عملی که میکنند تناقضی با آموزش های عقیدتی که دیده اند نمی بینند. تجربه زندانیان سیاسی از شکنجه گرانشان و نیز رفتار چندش آور پاسداران و مأمورین زندان در تجاوز به زندانیا ن سیاسی زن که این زندانیان در خاطراتشان به آن اشاره کرد ه اند، بر این واقعیت تأکید میکند که شکنجه گران رژیم اسلامی کار خود را عملی در راه رضایت خدا و رهبری عقیدتیشان بحساب میاورند.
اما راستی مگر در حکومت اسلامی رفتاری غیر از این هم از پاسداران این رژیم متصور است؟
آیا از رژیمی که علی خامنه ای رهبر آن، پاسدار احمدی نژاد رئیس جمهور آن و پورمحمدی از مسئولین کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت وزیر کشور آن است غیر از این انتظار است؟ وقتی آب از سرچشمه کثیف و آلوده است، مأمورین دون پایه نیز این خوش رقصی ها و ریختن خون مردم را "فریضه" ای برای ارتقاء بیشتر خود میدانند.
از کلیه آزادیخواهان و فعالین حقوق بشر خواسته میشود تا تلاش کنند مشخصات کامل جوانی که مورد شکنجه قرار گرفته و آخرین وضعیت او را بدست بیاورند. همچنین نام و مشخصات کامل مأمورین و شکنجه کنندگانی که در این فیلم دیده میشوند و نیز اگر امکان پذیر است زمان دقیق و محل ارتکاب به جرم را بدست بیاورید. در صورتی که به این اطلاعات دسترسی پیدا کردید آنرا برای سازمانهای حقوق بشری و نمایندگی رسانه های خارجی در ایران ارسال کنید.
متأسفانه کشورهای غربی با بستن چشم بر این جنایت ها عملا دست رژیم اسلامی حاکم بر ایران را در شکنجه مردم ایران باز گذاشته اند. جای بسیار تاسف است زمانی هم که قربانیان این شکنجه ها از دست این رژیم فرار کرده و پایشان به کشورهای غربی میرسد و درخواست پناهندگی میکنند، درخواست آنها اغلب رد شده و بی شرمانه گفته های آنها را تحت عنوان "تخیلاتی که از فیلم های جنائی اقتباس کرده اند" دروغ میخوانند. نه! آنچه که امروز بر مردم ایران میگذرد نه یک " فیلم جنائی"، بلکه کابوسی واقعی و وحشتناک است که مردم ایران بطور واقعی در آن زندگی می کنند.
فعالین حقوق بشر و آزادیخواهان ایران تلاش کنید تا از طریق انتشار اسنادی که جمع آوری میکنید وجدان های انسانی ای که هنوز بیدار مانده را تکان دهید. تلاش کنید تا با افشاء جنایات این رژیم، دست آنان در سرکوب بیشتر مردم ایران هرچه کوتاه تر شود.
۱۳۸۶ اسفند ۱۸, شنبه
رژیم تهران سه زندانی سياسی کرد را به ترکيه تحویل داد

رژیم تهران سه زندانی سياسی کرد را به ترکيه تحویل داد.
به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، رژیم تهران طی روزهای اخیر سه زندانی سیاسی کرد را به دولت ترکیه تحویل داده است. به گفته رژیم، این سه نفر عضو حزب کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک) می باشند.
نام این سه نفر به شرح زیر اعلام شده است:
1. ايوب چليک- اهل شهر دياربکر کردستان ترکيه2. کولسوم شنجي اهل شهر سيرت کردستان ترکيه3. روژان توغان اهل شهر جولمرگ کردستان ترکيه
بنا براین گزارش، این افراد مدت زيادي در زندانهاي جمهوری اسلامی تحت شکنجه بوده اند.
- همچنين طي روزهاي اخير در منطقه مرزي سرو اروميه، یک کشاورز روستائي به نام شاپور حاجي قادري به علت انفجار مين هاي کارگذاشته توسط سپاه پاسداران براي مقابله با چريکهاي کرد جان خود را از دست داد. همچنين دو فرد ديگر همراه وي بر اثر اين انفجار بشدت زخمي شدند و هم اکنون در وضعيت وخيم جسمي در بيمارستان مرکزي اروميه به سر ميبرند.
به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، رژیم تهران طی روزهای اخیر سه زندانی سیاسی کرد را به دولت ترکیه تحویل داده است. به گفته رژیم، این سه نفر عضو حزب کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک) می باشند.
نام این سه نفر به شرح زیر اعلام شده است:
1. ايوب چليک- اهل شهر دياربکر کردستان ترکيه2. کولسوم شنجي اهل شهر سيرت کردستان ترکيه3. روژان توغان اهل شهر جولمرگ کردستان ترکيه
بنا براین گزارش، این افراد مدت زيادي در زندانهاي جمهوری اسلامی تحت شکنجه بوده اند.
- همچنين طي روزهاي اخير در منطقه مرزي سرو اروميه، یک کشاورز روستائي به نام شاپور حاجي قادري به علت انفجار مين هاي کارگذاشته توسط سپاه پاسداران براي مقابله با چريکهاي کرد جان خود را از دست داد. همچنين دو فرد ديگر همراه وي بر اثر اين انفجار بشدت زخمي شدند و هم اکنون در وضعيت وخيم جسمي در بيمارستان مرکزي اروميه به سر ميبرند.
اظهارات مقامات آمریکايی و پادشاه اردن در باره رژیم تهران

اظهارات مقامات آمریکايی و پادشاه اردن در باره رژیم تهران .
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، پادشاه اردن طی یک مصاحبه رادیويی در آمریکا هشدار داد شكست روند صلح خاورمیانه منجر به افزایش جاه طلبی های رژیم تهران در منطقه خواهد شد.
ملک عبدالله كه در واشنگتن به سر می برد نسبت به افزایش دخالتهای رژیم تهران در لبنان از طریق حزب الله و در نوار غزه از طریق حماس هشدار داد و گفت آنهايی که در رژیم تهران این سیاست مخرب را دنبال می كنند، فلسطینیان را به گروگان گرفته اند.
پادشاه اردن گفت نگرانی من این است كه شكست روند صلح خاورمیانه، موجب افزایش نفوذ افراطگرایان در منطقه شود و این مسئله، آینده بسیار تاریكی را برای ما رقم خواهد زد. همزمان جان نگروپونته، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، رژیم تهران را منبع نگرانی و زمینه ساز بحران در خاورمیانه توصیف کرد.
وی که در برابر نمایندگان کنگره آمریکا سخن می گفت، افزود رژیم تهران منبع مشكل آفرینی در تمام منطقه خاورمیانه است. از سرزمین های فلسطینی و لبنان گرفته تا عراق و افغانستان، جایی نیست كه این رژیم مشکل ساز به طریقی از نیروهای افراطی حمایت نكند.
همچنین دریادار ویلیام فالون، فرمانده نیروهای نظامی آمریكا در خاورمیانه نیز که به منطقه خلیج فارس سفر کرده به تلویزیون سی ان ان گفت من با همه آنهايی که صحبت كردم، از رفتار رژیم تهران ابراز نگرانی کردند. آنها رفتاری را دیده اند كه ما هم شاهد آن بوده ایم كه باعث نگرانی آنها است.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، پادشاه اردن طی یک مصاحبه رادیويی در آمریکا هشدار داد شكست روند صلح خاورمیانه منجر به افزایش جاه طلبی های رژیم تهران در منطقه خواهد شد.
ملک عبدالله كه در واشنگتن به سر می برد نسبت به افزایش دخالتهای رژیم تهران در لبنان از طریق حزب الله و در نوار غزه از طریق حماس هشدار داد و گفت آنهايی که در رژیم تهران این سیاست مخرب را دنبال می كنند، فلسطینیان را به گروگان گرفته اند.
پادشاه اردن گفت نگرانی من این است كه شكست روند صلح خاورمیانه، موجب افزایش نفوذ افراطگرایان در منطقه شود و این مسئله، آینده بسیار تاریكی را برای ما رقم خواهد زد. همزمان جان نگروپونته، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، رژیم تهران را منبع نگرانی و زمینه ساز بحران در خاورمیانه توصیف کرد.
وی که در برابر نمایندگان کنگره آمریکا سخن می گفت، افزود رژیم تهران منبع مشكل آفرینی در تمام منطقه خاورمیانه است. از سرزمین های فلسطینی و لبنان گرفته تا عراق و افغانستان، جایی نیست كه این رژیم مشکل ساز به طریقی از نیروهای افراطی حمایت نكند.
همچنین دریادار ویلیام فالون، فرمانده نیروهای نظامی آمریكا در خاورمیانه نیز که به منطقه خلیج فارس سفر کرده به تلویزیون سی ان ان گفت من با همه آنهايی که صحبت كردم، از رفتار رژیم تهران ابراز نگرانی کردند. آنها رفتاری را دیده اند كه ما هم شاهد آن بوده ایم كه باعث نگرانی آنها است.
حکم دو سال و نیم زندان برای یک دانشجو
حکم دو سال و نیم زندان برای یک دانشجو
گزارش آسو صالح: علی شاکری دانشجوی کرد دانشگاه پیام نور سنندج به دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد. علی شاکری اواخر آذرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در شهر دهگلان دستگیر و بعد از دو هفته بازداشت در اداره اطلاعات و زندان این شهر، با قرار وثیقه آزاد شده بود. وی با دستور دادگاه در تاریخ 23 بهمن ماه دردادگاه انقلاب سنندج حاضر شد که در خاتمه با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به دوسال و نیم حبس تعزیری محکوم گردید.
گفتنی است چندی پیش یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه پیام نور سنندج با نام "ابراهیم لطف اللهی" در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به قتل رسید. انتشار این خبر اعتراضاتی را در دانشگاه پیام نور سنندج به همراه داشت. بسیاری از دانشجویان این واحد دانشگاهی، تغییر کادر ریاست دانشگاه در سال گذشته را آغاز برخورد با فعالین دانشگاهی می دانند. پیشتر "فرزاد حاجی میرزایی" ریاست دانشگاه پیام نور سنندج را بر عهده داشت که سال گذشته از این مسئولیت برکنار شد.
گزارش آسو صالح: علی شاکری دانشجوی کرد دانشگاه پیام نور سنندج به دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد. علی شاکری اواخر آذرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در شهر دهگلان دستگیر و بعد از دو هفته بازداشت در اداره اطلاعات و زندان این شهر، با قرار وثیقه آزاد شده بود. وی با دستور دادگاه در تاریخ 23 بهمن ماه دردادگاه انقلاب سنندج حاضر شد که در خاتمه با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به دوسال و نیم حبس تعزیری محکوم گردید.
گفتنی است چندی پیش یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه پیام نور سنندج با نام "ابراهیم لطف اللهی" در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به قتل رسید. انتشار این خبر اعتراضاتی را در دانشگاه پیام نور سنندج به همراه داشت. بسیاری از دانشجویان این واحد دانشگاهی، تغییر کادر ریاست دانشگاه در سال گذشته را آغاز برخورد با فعالین دانشگاهی می دانند. پیشتر "فرزاد حاجی میرزایی" ریاست دانشگاه پیام نور سنندج را بر عهده داشت که سال گذشته از این مسئولیت برکنار شد.
۱۳۸۶ اسفند ۱۶, پنجشنبه
نامه معلم اعدامی فرزاد کمانگر بمناسبت روز زن

نامه معلم اعدامی فرزاد کمانگر بمناسبت روز زن.
نازنينم سلام ، روز زن است ، همان روزي که هميشه خدا منتظرش هستم .در اين روز به جاي دستان مهربان تو ، شاخه گل نرگسم را آراسته خيال پريشان تر از گيسوانت مي نمايم. دو سال است که دستانم نه رنگ بنفشه به خود ديده است و نه عطر گل ياس . دو سال است چشمان بي قرار چند قطره اشک از سر ذوق و خوشحالي است تو بهتر مي داني که همه روزهاي سال براي رسيدن به اين روز لحظه شماري مي کنم اما امروز مانده ام براي اين روز چه هديه اي مناسب توست آواز " مرا ببوس " يا آواز " باغچه پاشا "2 يا شمعي که روشني بخش خاطراتمان باشد اما نازنينم نه صداي آوازم را مي شنوي و نه مي توانم شمعي برايت روشن نمايم ، اينجا ارباب " ديوارها " شمع ها را نيز به زنجير مي کشد شاعر هم نيستم تا به مانند آن " پير عاشق به کالبد باد ، روح عشق بدمم تا نوازشگر جامه تنت باشد "3يا غزلي برايت بسرايم که وزن آن آلام هزاران ساله ات باشد و قافيه اش معصوميت نگاهت ، تازه تو به زبان مادريمان هم نمي تواني بخواني ، وگرنه چون "ناله هيمن"3 هر شب مهمان مهتابت مي کردم به ناچار به زبان "فروغ " برايت مي نويسم تا نگويي که "کسي به فکر گلها نيست" يا "دلم گرفته است " مي نويسم تا من هم ايمان آورده باشم به آغاز "فصل پنجم"اما راز بي قراري من و روز تو : گلکم من در سرزميني به دنيا آمده ام که زنانش بسان همه زنان دنيا نه نيمي از همه ، که "نيمي از آسمان اند" اولين گريه زندگي ام را در اين سرزمين و همصدا با فرياد صداي زناني سر دادم که همراه با رقص شعله ها درس اعتراض و تسليم نشدن را به آتش مي آموختند.غنچه اولين خنده کودکانه به هنگامي بر لبانم شکفته شد که درختان کهن سال بلوط به راز ماندگاري و سلابط زنان سرزمينم غبطه مي خوردند و اولين قدم هاي زندگي ام و در همان مسيري گذاشتم که پيشتر آلاله ها گام هاي استوار زنانش را در سخت ترين و سرکش ترين قله هاي زندگي و تاريخ با شبنم صبحگاهي جلا بخشيده بود .زناني که امروز هم سرود عشق و ايستادگي را در گوش ديوارها نجوا مي کنند ، لاي لاي کودکان سرزمين من همان سرودي است که انسان ها در برابر" آسرويدت ها "و " ايشتارها " نخستين معبودهاي بشريت زمزمه مي کردند.پس چگونه ممکن است روز تو "قربان"م و "نوروز"م نباشد بسياري چون تو سالها در کنار پنجره چشم به راه عزيزانشان اند تا بازگردند فرقي نميکند کي ... همراه با اولين برف زمستان که گنجشک ها را با مشتي گندم ميهمان تنهايشان مي کنند ، يا هنگامي که براي بازگشت پرستو ها خانه را آب و جارو مي نمايند يا نه ، زماني که خدا را مهمان سفره افطارشان مي نمايد ... تو نيز براي چنين روزي با تن پوشي به رنگ آسمان و لطافت " سيا چمانه عثمان "4 و " شاخه برزرن " و گردنبندي از ميخک منتظرم باش چون ميخک براي من يادآور بوي زن ، بوي سرزمينم ، بوي جاودانگي و در يک کلام بوي توست تا آن زمان به خالق شبنم و باران مي سپارمت .1-نام نامه اشاره اي است به آمار بالاي خودسوزي در ميان زنان شهرمن که دردي است جانکاه که از کودکي ذهنم را مي آزارد.2-باغچه پاشا شاهکاري از گورا شاعر کرد که عمردزهعي با صداي مخملي آن را جاودانه کرده است . داستان دختري است که از گل زرد و سرخ ميخواهد ، عاشق براي پيدا کردن گل مجبور ميشود وارد باغ گل پادشاه شود ، گل سرخ را مي آورد ولي سرخي گل از رنگ خون جوان است که تير خورده.3-اشاره به استاد قباد جلي زاده شاعر نازک خيال سليمانيه و يکي از شعرهاي زيبايش 4-سيا چمانه : نوعي آواز بسيار زيباي کردي است که در وصف طبيعت و معشوق گفته مشود . عثمان هورامي، استاد مسلم و جاودانه اين نوع آواز است.5-برزرن : گلي بسياز خوش بو و کم ياب در ارتفاعات کوه شاهو6-مرا ببوس : احسان گل نراقي 7-نامه خطاب به يک معشوقه خيالي است.
درد دل یک خبرنگار جوان از ایران
درد دل یک خبرنگار جوان از ایران
لطفا این مطلب را در بخش اخبار سایت درج کنید؛ با تشکر
فیلترینگ «عصر ایران» آخرین اقدام انحصارطلبان برای مبارزه با جریان آزاد اطلاعات
در حالی که طی روزهای اخیر سایت عصر ایران در برخی isp های کشور فیلتر و سپس رفع فیلتر شده بود امروز پنج شنبه تعدادی از شرکت های بزرگ در تهران یعنی پارس آنلاین، داتک و آسیاتک نیز این سایت پربیینده را فیلتر و هزاران نفر را از دسترسی به این سایت محروم کردند. این آخرین مورد از اقداماتی است که برای جلوگیری از دسترسی ایرانی ها به جریان آزاد اطلاعات صورت می گیرد و مسلما آخرین آنها هم نخواهد بود. هر چند که به شخصه فکر می کنم این دفعه با دفعات قبل فرق می کند. چرا که تا جایی که من می دانم و با عصر ایران آشنایی دارم این سایت رویه ای معتدل و میانه را در پیش گرفته و بعضا از برخی مواضع دولت ایران نیز حمایت می کرد حالا اینکه چرا این سایت پربیننده که الان 49 امین سایت محبوب ایران (به گواه آمار سایت alexa) و بعد از تابناک دومین سایت خبری پربیننده و حتی بالاتر از خبرگزاری ایرناست فیلتر شده سئوالی است که باید از مسوولان پرسید. به نظر می رسد که در این مملکت هر رسانه ای که می خواهد کمی تا اندکی واقعیات را بیان کند فیلتر می شود و معلوم نیست که این وضعیت تا کی ادامه می یابد. به هر حال به عنوان یک خبرنگار که مدتی نیز در سایت عصر ایران کار کرده ام امیدوارم که همکاران محترم در این سایت به زودی فعالیت رسانه ای خود را بدون دغدغه و فیلتر از سر بگیرند و مسوولان هم بدانند که با این اقدامات بیش از پیش خود را در نظر افکار عمومی ایران به ویژه جوانان منفور خواهند کرد. «به امید ایرانی آباد و آزاد که در آن هر کسی بتواند نظرش را بدون فیلتر بیان کند.» درد دل یک خبرنگار جوان از ایران
لطفا این مطلب را در بخش اخبار سایت درج کنید؛ با تشکر
فیلترینگ «عصر ایران» آخرین اقدام انحصارطلبان برای مبارزه با جریان آزاد اطلاعات
در حالی که طی روزهای اخیر سایت عصر ایران در برخی isp های کشور فیلتر و سپس رفع فیلتر شده بود امروز پنج شنبه تعدادی از شرکت های بزرگ در تهران یعنی پارس آنلاین، داتک و آسیاتک نیز این سایت پربیینده را فیلتر و هزاران نفر را از دسترسی به این سایت محروم کردند. این آخرین مورد از اقداماتی است که برای جلوگیری از دسترسی ایرانی ها به جریان آزاد اطلاعات صورت می گیرد و مسلما آخرین آنها هم نخواهد بود. هر چند که به شخصه فکر می کنم این دفعه با دفعات قبل فرق می کند. چرا که تا جایی که من می دانم و با عصر ایران آشنایی دارم این سایت رویه ای معتدل و میانه را در پیش گرفته و بعضا از برخی مواضع دولت ایران نیز حمایت می کرد حالا اینکه چرا این سایت پربیننده که الان 49 امین سایت محبوب ایران (به گواه آمار سایت alexa) و بعد از تابناک دومین سایت خبری پربیننده و حتی بالاتر از خبرگزاری ایرناست فیلتر شده سئوالی است که باید از مسوولان پرسید. به نظر می رسد که در این مملکت هر رسانه ای که می خواهد کمی تا اندکی واقعیات را بیان کند فیلتر می شود و معلوم نیست که این وضعیت تا کی ادامه می یابد. به هر حال به عنوان یک خبرنگار که مدتی نیز در سایت عصر ایران کار کرده ام امیدوارم که همکاران محترم در این سایت به زودی فعالیت رسانه ای خود را بدون دغدغه و فیلتر از سر بگیرند و مسوولان هم بدانند که با این اقدامات بیش از پیش خود را در نظر افکار عمومی ایران به ویژه جوانان منفور خواهند کرد. «به امید ایرانی آباد و آزاد که در آن هر کسی بتواند نظرش را بدون فیلتر بیان کند.» درد دل یک خبرنگار جوان از ایران
۱۳۸۶ اسفند ۱۵, چهارشنبه
احمدی نژاد: قطعنامه شورای امنيت ارزش و اعتباری ندارد

احمدی نژاد: قطعنامه شورای امنيت ارزش و اعتباری ندارد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، احمدی نژاد امروز اعلام کرد قطعنامه جدید شورای امنيت سازمان ملل متحد، هیچ ارزش و اعتباری ندارد.
احمدی نژاد که در جمع خبرنگاران سخن می گفت، اعلام کرد از نظر ما، قطعنامه اخير شورای امنيت بطور کامل بی اعتبار است و هيچ ارزشی ندارد، زيرا تصميمات این شورا غیرقانونی است.
احمدی نژاد همچنین مذاکره هسته ای با نماینده اتحادیه اروپا را رد کرد و گفت جمهوری اسلامی از این پس خارج از چهارچوب آژانس بین المللی انرژی اتمی، مذاکره ای انجام نخواهد داد.
این در حالیست که کشورهای درگیر در مناقشه هسته ای رژیم تهران (پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان) روز دوشنبه همزمان با تصویب قطعنامه سوم، از خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا خواستند گفتگو با مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی را از سر بگیرد.
احمدی نژاد گفته است "موضوع هسته ای ما فقط در آژانس باید دنبال شود و با هيچ کس گفتگو نمی کنيم و در آژانس نيز در چارچوب تعهدات متقابل عمل می کنيم و شرايط را عادی می دانيم."
گفتنی است شورای امنيت سازمان ملل روز دوشنبه سومين قطعنامه خود را علیه رژیم تهران به منظور مجازات اين رژیم به علت خودداری از توقف برنامه غنی سازی اورانيوم، تصويب کرد.
قطعنامه؛ امنیت واردات و صادرات رژیم به خطر می افتد
سایت فرارو: یک استاد روابط بین الملل دانشگاه با اشاره به تازه ترین قطعنامه بین المللی علیه جمهوری اسلامی گفت صدور قطعنامه جدید با محدودیت های که اعمال می شود متاسفانه کار را برای ما در آینده سخت تر می کند به خصوص در آن بخشی از این قطعنامه که گفته می شود هر محموله ای که از ایران خارج می شود و یا وارد می شود باید مورد بررسی بازرسان قرار گیرد که در این شرایط، مطمئنا امنیت واردات و صادرات ما را به مخاطره خواهد افتاد.
علی بیگدلی در خصوص بی تاثیر بودن گزارش البرادعی در ممانعت از صدور سومین قطعنامه گفت گزارش البرادعی گزارشی نبود که کاملا به نفع ما باشد. گزارش البرادعی اساسا زمینه را برای صدور قطعنامه سوم فراهم کرد.
بیگدلی افزود مسیر قطعنامه یک مسیر جداگانه ای است به این دلیل که آمریکا و متحدانش معتقدند که مسیر پرونده هسته ای جمهوری اسلامی از حوزه آژانس خارج شده است و اکنون در حوزه شورای امنیت مورد بررسی قرار می گیرد.
وی ادامه داد به استناد موارد حقوقی کشوری که بر اساس بند هفت منشور سازمان ملل متهم می شود خواست های بین المللی که از طریق قطعنامه شورای امنیت به آن ابلاغ می شود لازم الاجرا است و از آن پس دیگر پرونده آن کشور از حوزه دیگر نهاد های اولیه همچون آژانس خارج می شود و تنها در حوزه شورای امنیت مورد بررسی قرار می گیرد. چنین شرایطی برای جمهوری اسلامی هم فراهم شده است.
بیگدلی گفت پرونده هسته ای جمهوری اسلامی به مرحله ای رسیده است که یا بایستی این مسیر را تا انتها ادامه بدهیم و همه تبعات آن را بپذیریم این در حالی است که ادامه آن به این شکل به نظر می رسد که برای ما مقرون به صرفا نیست و هزینه زیادی را به همراه دارد. و یا راه دیگری را پیش بگیریم و وارد یک معامله ای با غرب شویم. مثلا بگویم که به فرایند صلح خاورمیانه کاری نداریم و دستان حمایت را پشت خیلی ها برمی داریم. اگر قراراست به سمت اتمی شدن پیش برویم باید یکسری امتیازاتی را به این شکل بدهیم.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، احمدی نژاد امروز اعلام کرد قطعنامه جدید شورای امنيت سازمان ملل متحد، هیچ ارزش و اعتباری ندارد.
احمدی نژاد که در جمع خبرنگاران سخن می گفت، اعلام کرد از نظر ما، قطعنامه اخير شورای امنيت بطور کامل بی اعتبار است و هيچ ارزشی ندارد، زيرا تصميمات این شورا غیرقانونی است.
احمدی نژاد همچنین مذاکره هسته ای با نماینده اتحادیه اروپا را رد کرد و گفت جمهوری اسلامی از این پس خارج از چهارچوب آژانس بین المللی انرژی اتمی، مذاکره ای انجام نخواهد داد.
این در حالیست که کشورهای درگیر در مناقشه هسته ای رژیم تهران (پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان) روز دوشنبه همزمان با تصویب قطعنامه سوم، از خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا خواستند گفتگو با مذاکره کننده هسته ای جمهوری اسلامی را از سر بگیرد.
احمدی نژاد گفته است "موضوع هسته ای ما فقط در آژانس باید دنبال شود و با هيچ کس گفتگو نمی کنيم و در آژانس نيز در چارچوب تعهدات متقابل عمل می کنيم و شرايط را عادی می دانيم."
گفتنی است شورای امنيت سازمان ملل روز دوشنبه سومين قطعنامه خود را علیه رژیم تهران به منظور مجازات اين رژیم به علت خودداری از توقف برنامه غنی سازی اورانيوم، تصويب کرد.
قطعنامه؛ امنیت واردات و صادرات رژیم به خطر می افتد
سایت فرارو: یک استاد روابط بین الملل دانشگاه با اشاره به تازه ترین قطعنامه بین المللی علیه جمهوری اسلامی گفت صدور قطعنامه جدید با محدودیت های که اعمال می شود متاسفانه کار را برای ما در آینده سخت تر می کند به خصوص در آن بخشی از این قطعنامه که گفته می شود هر محموله ای که از ایران خارج می شود و یا وارد می شود باید مورد بررسی بازرسان قرار گیرد که در این شرایط، مطمئنا امنیت واردات و صادرات ما را به مخاطره خواهد افتاد.
علی بیگدلی در خصوص بی تاثیر بودن گزارش البرادعی در ممانعت از صدور سومین قطعنامه گفت گزارش البرادعی گزارشی نبود که کاملا به نفع ما باشد. گزارش البرادعی اساسا زمینه را برای صدور قطعنامه سوم فراهم کرد.
بیگدلی افزود مسیر قطعنامه یک مسیر جداگانه ای است به این دلیل که آمریکا و متحدانش معتقدند که مسیر پرونده هسته ای جمهوری اسلامی از حوزه آژانس خارج شده است و اکنون در حوزه شورای امنیت مورد بررسی قرار می گیرد.
وی ادامه داد به استناد موارد حقوقی کشوری که بر اساس بند هفت منشور سازمان ملل متهم می شود خواست های بین المللی که از طریق قطعنامه شورای امنیت به آن ابلاغ می شود لازم الاجرا است و از آن پس دیگر پرونده آن کشور از حوزه دیگر نهاد های اولیه همچون آژانس خارج می شود و تنها در حوزه شورای امنیت مورد بررسی قرار می گیرد. چنین شرایطی برای جمهوری اسلامی هم فراهم شده است.
بیگدلی گفت پرونده هسته ای جمهوری اسلامی به مرحله ای رسیده است که یا بایستی این مسیر را تا انتها ادامه بدهیم و همه تبعات آن را بپذیریم این در حالی است که ادامه آن به این شکل به نظر می رسد که برای ما مقرون به صرفا نیست و هزینه زیادی را به همراه دارد. و یا راه دیگری را پیش بگیریم و وارد یک معامله ای با غرب شویم. مثلا بگویم که به فرایند صلح خاورمیانه کاری نداریم و دستان حمایت را پشت خیلی ها برمی داریم. اگر قراراست به سمت اتمی شدن پیش برویم باید یکسری امتیازاتی را به این شکل بدهیم.
۱۳۸۶ اسفند ۱۴, سهشنبه
آزادی ایران
آزادی ایران
هموطنان عزیز ومیهن دوستان گرامی همانطوری که میدانید 28 سال از حکومت کثیف آخوندی می گذرد و ایران عزیزمان مورد ظلم و ستمهای جلادانی همچون خمینی و خامنه ای بوده است و نه تنها ریشه ی این ظلم و فساد هنوز از کشورمان ریشه کن نشده است، بلکه روز به روز این ظلم و ستم افزوده می شود و نمونه ی شاخصی که همگان از آن آگاه هستیم همین اعتیاد جوانانی است ،که شاهدش هستیم شما دوستانی که این مقاله را می خوانید، فکر می کنید چطور و چگونه این مواد مخدر وارد مملکتمان می شود، بله عامل اصلی این آلودگی همین رژیم آخوندی است که مواد مخدر را وارد کشور کرده تا جوانان را از سیاست باز دارد و جوانانی را که هنوز هم به فکر وطن و کشورشان هستند را دستگیر کرده و به عنوان های مختلف در زندانهای سیاسی بازداشت می کنند، مثال بارزش 18 تیر ماه 1378 بود که ترورها و اقدامات ضد بشری رژیم آخوندی را شاهد بودیم ، و چون خودم یک زن هستم میخواهم از ستمهایی که به زنان آزاده ی ایران شده کمی برایتان بنویسم همانطوری که می دانید یک زن تواناییهای فردی خود را چه در اجتماع و چه در خانه و خانواده به نحو احسن انجام داده و بر هیچ کسی پوشیده نیست ،پس از گذشت قرنها جمهوری جهل و قرون وسطایی جمهوری اسلامی سعی دارد که در قرنی که تمامی زنان دوش به دوش مردان در عرصه های علمی ، فرهنگی ، سیاسی دارای افتخارات بیشماری هستند را به تباهی و نابودی بکشانند پس ای زنان شیردل و آزاده ی ایران که در بیرون از خاک وطن مشغول زندگی هستید بیایید دست در دست هم برای نابودی رژیم آخوندی و تلاش بری آزادی ایران را در پیش بگیریم و از جان ودل مایه بگذاریم تا کشوری امن و آزاد و آباد داشته باشیم به امید آن روز
هموطنان عزیز ومیهن دوستان گرامی همانطوری که میدانید 28 سال از حکومت کثیف آخوندی می گذرد و ایران عزیزمان مورد ظلم و ستمهای جلادانی همچون خمینی و خامنه ای بوده است و نه تنها ریشه ی این ظلم و فساد هنوز از کشورمان ریشه کن نشده است، بلکه روز به روز این ظلم و ستم افزوده می شود و نمونه ی شاخصی که همگان از آن آگاه هستیم همین اعتیاد جوانانی است ،که شاهدش هستیم شما دوستانی که این مقاله را می خوانید، فکر می کنید چطور و چگونه این مواد مخدر وارد مملکتمان می شود، بله عامل اصلی این آلودگی همین رژیم آخوندی است که مواد مخدر را وارد کشور کرده تا جوانان را از سیاست باز دارد و جوانانی را که هنوز هم به فکر وطن و کشورشان هستند را دستگیر کرده و به عنوان های مختلف در زندانهای سیاسی بازداشت می کنند، مثال بارزش 18 تیر ماه 1378 بود که ترورها و اقدامات ضد بشری رژیم آخوندی را شاهد بودیم ، و چون خودم یک زن هستم میخواهم از ستمهایی که به زنان آزاده ی ایران شده کمی برایتان بنویسم همانطوری که می دانید یک زن تواناییهای فردی خود را چه در اجتماع و چه در خانه و خانواده به نحو احسن انجام داده و بر هیچ کسی پوشیده نیست ،پس از گذشت قرنها جمهوری جهل و قرون وسطایی جمهوری اسلامی سعی دارد که در قرنی که تمامی زنان دوش به دوش مردان در عرصه های علمی ، فرهنگی ، سیاسی دارای افتخارات بیشماری هستند را به تباهی و نابودی بکشانند پس ای زنان شیردل و آزاده ی ایران که در بیرون از خاک وطن مشغول زندگی هستید بیایید دست در دست هم برای نابودی رژیم آخوندی و تلاش بری آزادی ایران را در پیش بگیریم و از جان ودل مایه بگذاریم تا کشوری امن و آزاد و آباد داشته باشیم به امید آن روز
از چنگال حکومت خود کامه و تاراجگر آخوندی باید رها و آزاد شد
از چنگال حکومت خود کامه و تاراجگر آخوندی باید رها و آزاد شد
سرزمینی که حالا به بزرگترین مصیبتها گرفتار است ، ایران ما از حیاتی ترین نیاز بشری محروم مانده ،واژه ای که از آب و نان نیز حیاتی تر است،چرا که انسان بودن بواسطه آن تعریف می شود . آزادی! در سرزمین ما، که همیشه با برده داری نا آشنا بوده و حتی در اعمال تاریخی نیز برده داری به چشم نمی خورد،حالا یک ملت در اسارت به سر می برد ، در اسارت تحقیر،خرافه پرستی، جهل و دریدگی گروهی اندک ، که قریب بیست و پنچ سال است که بر سرنوشت مردم حاکم شده اند و ایران را با خون پاک ترین و شجاع ترین جوانان فرش کرده اند تا به گمان خودشان ریشه ی عصیان کنده شود و حکومت فاشیستی آنان جاودان بماند. باید تمام شجاعتمان را جمع کنیم و به دور از هر گروه گرایی و با تکیه بر منطق و به لطف اهورای یکتای پاک عاشقانه عصیان را برگزینیم و هر روزمان را 18 تیر بنامیم و عصیان کنیم. 25 سال است که این تیره دلان تیره صفت، با نام دین و به عنوان نمایند گان دین ،همه ی مظاهر والای دین را از میان برداشته اند ، و عدل و داد و مهر و انصاف را که می بایست خمیر مایه ی اساسی هر دین و آئین خداوندی باشد ، لگد کوب هوسهای پلیدو نا پاک خود ساخته اند و مملکتی را ویران و ملتی را آشفته و بی سامان کرده اند. به دلیل عملکرد رژیم جمهوری اسلامی ، ایران امروز در یکی از سیاهترین دوره های تاریخ خود به سر می برد ، هزاران دانشجو و جوان مبارز در سالهای اخیر دستگیر و یا ناپدید شده اند و از سرنوشت بسیاری از آنان در حال حاضر خبری نیست . هزاران دانشجو و جوان مبارز دیگر در سیاهچالهای رژیم زیر شکنجه های جسمی و روحی آرام آرام می میرند . نزدیک به یک میلیون زن و دختر ایرانی به تن فروشی مشغولند ، قاچاق دختران جوان ایرانی به به کشورهای عربی تبدیل به یک تجارت عادی شده است . بیش از 5 میلیون معتاد و تعداد نا مشخصی مبتلا به بیماری ایدز در کشور در بدترین شرایط عمر می گذرانند . این تباهی و سیاهی که ایران دچار آن گشته پیش از هر هر چیز به دلیل وجود حاکمیت ناشایست و ضد مردمی جمهوری اسلامی است. مشتی آخوند ، سرمایه دار ، بازاری ،و عده ای فرصت طلب در لباس ( محافظه کار ) ( اصلاح طلب ) چندین سال است که به جان این کشور و این مردم افتاده اند و تا آنجا که ممکن بوده است به این ملت شریف و مظلوم ستم کرده اند . رژیم جمهوری اسلامی هیچ پایگاه مردمی ندارد و از حمایت توده ای واقعی برخوردار نیست بقای آن با اتکا به یک دستگاه سرکوبگر است که شامل مشتی فرصت طلب ،سپاه پاسداران ، بسیج ،جاسوسان وزارت اطلاعات ،نیروهای ضد شورش و مشتی اراذل و اوباش چماقدار حزب ا لله است .مردم میهنمان پس از اینکه فهمیدند در بهمن پنجاه و هفت به نام ترقی و تکامل دچار چه مصیبتی شده اند، و اینک بهترین جوانان وطن هر روز به خاک و خون می غلطند و زندانها آکنده از هر صدای مخالفی شده و میشود، باید دست ریا کاران را از سرزمینمان کوتاه کنیم و پندار نیک و گفتار و کردار نیک را ترویج کنیم و بایستی هدفمان در مبارزه ، نشان دادن چهره ی بی نقاب ، نظام جمهوری فا شیستی اسلامی و اهریمن استبداد مذهبی ، باشد و آنها را به زانو در آوریم ، و باید خواهان سرنگونی رژیم مذهبی ملایان و بر پایی یک رفراندم سراسری برای تعیین یک حکومت غیر مذهبی باشیم. پیروزيم و امیدوار به اینکه ایران هرگز نمی میرد .. به امید ایرانی آزاد و آبادبه امید ایرانی آباد و آزاد
سرزمینی که حالا به بزرگترین مصیبتها گرفتار است ، ایران ما از حیاتی ترین نیاز بشری محروم مانده ،واژه ای که از آب و نان نیز حیاتی تر است،چرا که انسان بودن بواسطه آن تعریف می شود . آزادی! در سرزمین ما، که همیشه با برده داری نا آشنا بوده و حتی در اعمال تاریخی نیز برده داری به چشم نمی خورد،حالا یک ملت در اسارت به سر می برد ، در اسارت تحقیر،خرافه پرستی، جهل و دریدگی گروهی اندک ، که قریب بیست و پنچ سال است که بر سرنوشت مردم حاکم شده اند و ایران را با خون پاک ترین و شجاع ترین جوانان فرش کرده اند تا به گمان خودشان ریشه ی عصیان کنده شود و حکومت فاشیستی آنان جاودان بماند. باید تمام شجاعتمان را جمع کنیم و به دور از هر گروه گرایی و با تکیه بر منطق و به لطف اهورای یکتای پاک عاشقانه عصیان را برگزینیم و هر روزمان را 18 تیر بنامیم و عصیان کنیم. 25 سال است که این تیره دلان تیره صفت، با نام دین و به عنوان نمایند گان دین ،همه ی مظاهر والای دین را از میان برداشته اند ، و عدل و داد و مهر و انصاف را که می بایست خمیر مایه ی اساسی هر دین و آئین خداوندی باشد ، لگد کوب هوسهای پلیدو نا پاک خود ساخته اند و مملکتی را ویران و ملتی را آشفته و بی سامان کرده اند. به دلیل عملکرد رژیم جمهوری اسلامی ، ایران امروز در یکی از سیاهترین دوره های تاریخ خود به سر می برد ، هزاران دانشجو و جوان مبارز در سالهای اخیر دستگیر و یا ناپدید شده اند و از سرنوشت بسیاری از آنان در حال حاضر خبری نیست . هزاران دانشجو و جوان مبارز دیگر در سیاهچالهای رژیم زیر شکنجه های جسمی و روحی آرام آرام می میرند . نزدیک به یک میلیون زن و دختر ایرانی به تن فروشی مشغولند ، قاچاق دختران جوان ایرانی به به کشورهای عربی تبدیل به یک تجارت عادی شده است . بیش از 5 میلیون معتاد و تعداد نا مشخصی مبتلا به بیماری ایدز در کشور در بدترین شرایط عمر می گذرانند . این تباهی و سیاهی که ایران دچار آن گشته پیش از هر هر چیز به دلیل وجود حاکمیت ناشایست و ضد مردمی جمهوری اسلامی است. مشتی آخوند ، سرمایه دار ، بازاری ،و عده ای فرصت طلب در لباس ( محافظه کار ) ( اصلاح طلب ) چندین سال است که به جان این کشور و این مردم افتاده اند و تا آنجا که ممکن بوده است به این ملت شریف و مظلوم ستم کرده اند . رژیم جمهوری اسلامی هیچ پایگاه مردمی ندارد و از حمایت توده ای واقعی برخوردار نیست بقای آن با اتکا به یک دستگاه سرکوبگر است که شامل مشتی فرصت طلب ،سپاه پاسداران ، بسیج ،جاسوسان وزارت اطلاعات ،نیروهای ضد شورش و مشتی اراذل و اوباش چماقدار حزب ا لله است .مردم میهنمان پس از اینکه فهمیدند در بهمن پنجاه و هفت به نام ترقی و تکامل دچار چه مصیبتی شده اند، و اینک بهترین جوانان وطن هر روز به خاک و خون می غلطند و زندانها آکنده از هر صدای مخالفی شده و میشود، باید دست ریا کاران را از سرزمینمان کوتاه کنیم و پندار نیک و گفتار و کردار نیک را ترویج کنیم و بایستی هدفمان در مبارزه ، نشان دادن چهره ی بی نقاب ، نظام جمهوری فا شیستی اسلامی و اهریمن استبداد مذهبی ، باشد و آنها را به زانو در آوریم ، و باید خواهان سرنگونی رژیم مذهبی ملایان و بر پایی یک رفراندم سراسری برای تعیین یک حکومت غیر مذهبی باشیم. پیروزيم و امیدوار به اینکه ایران هرگز نمی میرد .. به امید ایرانی آزاد و آبادبه امید ایرانی آباد و آزاد
اشتراک در:
پستها (Atom)
