خوش آمدید امیدوارم از این وب لذت ببرید

۱۳۸۷ مرداد ۳۰, چهارشنبه

اعتراف خبرگزاری حکومتی به نابودی ورزش ایران

خبرگزاری حکومتی مهر: کاروان ورزشی کشورمان در حالی با ناکامی نگران کننده ای به کار خود در رقابتهای المپیک 2008 پکن پایان می دهد که وقتی تاریخ را بازنگری می کنیم پی می بریم که ایرانیان از دیرباز ید طولایی در ورزش داشته اند حتی بیش از یونانیان که آنها را مبدع المپیک می نامند.
برای اقلیمی که ورزش همواره جزو اصول کتمان ناپذیر مردمان آن بوده چنین نتایجی هرگز سزاوار نیست.
ورزشکاران ما در این دوره از رقابتها به نتایجی بس سوال برانگیز دست پیدا کردند که البته بخش عمده ای از آن به مدیریت کلان ورزش بازمی گردد؛ آنجا که به عنوان مثال دبیر کل کمیته ملی المپیک باید به طور همزمان ریاست فدراسیون فوتبال را هم بر عهده داشته باشد و در جایی که قحط الرجال مدیر اینچنین هویداست و یا به عبارت بهتر مسئولان ورزش از تمام تواناییهای موجود بدرستی استفاده نمی کنند چگونه باید انتظار نتایجی بهتر از این داشت.
چینیها برای دستیابی به موقعیت فعلی زیرساختهای خود را تقویت کردند و نه تنها استعدادهای خود را پروراندند بلکه استعدادیابی هم کردند. در کشور ما رقابتهایی چون المپیاد ایرانیان برگزار می شود با این بهانه که استعدادهای نهفته، کشف و شناسایی شوند آنگاه رضازاده، سوریان و حدادی که به گفته مسئولان ورزش و نه مردم بختهای کسب مدال بودند اینگونه ناکام ماندند.
حسین رضازاده که مسئولان فدراسیون وزنه برداری در اندک زمان باقیمانده به المپیک از شرکت نکردن او در این رقابتها خبر دادند از مدتها قبل حضور نیافتنش در پکن مسجل بود. اکنون این سوال پیش می آید که مسئولان چرا و با چه مجوزی واقعیت را به مردم نگفتند.
حدادی مدال نگرفت چون به قول مسئولان فدراسیون دو و میدانی کتف راستش دچار درد و خونمردگی بود. اکنون سوال بی پاسخ اینجاست چطور می شود قهرمانی که شاید در این سالها یک میلیارد تومان برای دولت و ملت هزینه دربرداشته دچار چنین مشکلی می شود؟ کدام مدیر و مسئول در این باره پاسخگو خواهد بود؟ و این ماجرا در مورد سوریان هم صدق می کند.
ورزش همواره نزد ایرانیان بوده و قهرمانان اساطیری چون رستم و آرش، نمادهای ورزیدگی این ملت بوده و هستند. پیدا شدن "جام زرین حسنلو" در سال 1958 میلادی در دهکده حاجی آباد از توابع سلدوز (نقده) در استان آذربایجان غربی با قدمتی 3 هزار ساله اطلاعات گسترده ای را در خصوص رقابتهای المپیک در اختیار کارشناسان قرار داد.
صحنه‌های ورزشی تیر و کمان، مشتزنی، کشتی‌، چوگان و ارابه ‌رانی به طور برجسته بر بدنه این جام حک شده که نشان می دهد ورزش خیلی پیش از آنکه در یونان با نام المپیک برگزار شود در آذربایجان به صورت گسترده برگزار می شده است.
پروفسور کارال دیم بزرگترین مورخ ورزش و رئیس دانشکده ورزش آلمان و برگزار کننده المپیک 1936 برلین هنگامی که در اکتبر 1961 برای تماشای جام زرین حسنلو به تهران آمده بود با مشاهده جام اعلام کرد : پیدا شدن این جام زرین نشان می دهد 3 هزار سال پیش از این رشته‌های ورزشی در ایران رایج بوده و پیشگام دانستن یونانیان در این ورزشها نادرست است.
کهن‌ترین تربیت ملی و اجتماعی ایرانیان تربیت جوانمرد و پهلوان بود. جوانمردان افرادی بودند که نمونه زیبایی و مردانگی و شهامت و دلیری و تیزهوشی و از همه مهمتر اینکه واجد به اصول اخلاقی بودند. زیرا، طبق آموزش صریح اوستا صحت بدن و تربیت بدنی و نیرومندی برای هر ایرانی لازم بود و معتقد بودند که سلامت روانی افراد وابسته به تندرستی و نیرومندی جسم است. ایرانیها همیشه از اهورامزدا پیش از همه چیز تن سالم و نیرومند را خواستار بودند و آنگاه راستی و پاکی و مراتب معنوی را درخواست می‌کردند.
آرش کمانگیر اسطوره کهن ایرانی است که برای تعیین مرز ایرانیان و تورانیان تیری می اندازد و سپس می میرد. آرش هستی ‌اش را به پای تیر می‌ریزد پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود و امروز خبری از آرشی نیست که در راه وطن سر نهد.
مسئولان ورزش کشور باید پیشتر به حساب خود می رسیدند پیش از آنکه به حساب آنها رسیده شود. البته امیدواریم مرجعی پیدا شود تا از آنها حسابرسی کند. زمانی که تیم استقلال به دلیل بی مبالاتی برخی عوامل در ارسال به موقع فهرست اسامی به کنفدراسیون فوتبال آسیا از دور رقابتها کنار رفت رئیس سازمان تربیت بدنی گفت عوامل حذف این تیم برای همیشه از صحنه ورزش حذف می شوند اما این وعده هرگز محقق نشد!
امیدواریم این بار مسئولان شکست ورزش از رده خارج شوند تا آنها که توانایی بیشتری دارند وارد گود شوند و وضعیت نابهنجار موجود را سامان بخشند. تا زمانی که شایسته سالاری در این ورزش جایگاهی نداشته باشد باید منتظر شکستهایی به مراتب خفت بارتر از این هم باشیم.

ممانعت از خروج هنرپیشه جوان از ایران


golسایت روز: گل شیفته فراهانی، بازیگر جوان و با استعداد سینمای ایران که بازی وی در فیلم “مجموعه دروغ ها” به کارگردانی ‏رایدلی اسکات، کارگردان پرآوازه انگلیسی،‎ ‎توجهات زیادی را به خود جلب کرده است، دیروز در حالیکه برای بررسی ‏پیشنهادهای تازه ای عازم هالیوود بود در فرودگاه با حکم ممنوع الخروجی روبه رو شد و از سفر بازماند.‏‎ ‎
گفته می شود ‏مسئولین وزارت ارشاد به این علت مانع سفر وی شده اند که به اعتقاد آنان بازیگران ایرانی برای بازی در فیلم های ‏خارجی نیز باید از ارشاد”‏‎ ‎مجوز” بگیرند.‏
جالب این ‏است که گل شیفته فراهانی نیز در فروگاه متوجه ممنوع الخروجی خود شد در حالیکه پیش از این بارها از کشور خارج ‏شده و هرگز مسئله ای نیز نداشته است.‏
***
افتخار ملی من آرش میراسماعیلی نیست، گلشیفته فراهانی است!
وبلاگ روزنوشتهای آخرین رئیس جمهور
در مملکتی زندگی می کنیم که یک نفر، فقط و تنها فقط بخاطر حاضر نشدن در برابر یک حریف اسرائیلی، می شود اسطوره ملی و ده برابر کسانی که با تلاششان طلا گرفته اند پاداش می گیرد و اعتبار کسب می کند. با آرش کمانگیر! مقایسه اش می کنند و برایش سرود می سازند.
آنوقت طرف در المپیک بعدی بدون حتی یک برد حذف می شود و معلوم می شود در المپیک قبلی بزرگترین شانس زندگی اش را آورده است و قرعه کشی به مرادش بوده است.
حالا یک بازیگر ایرانی، می رود در فیلم ریدلی اسکات بازی می کند. کارگردانی که خیلی از ستارگان هالیوود آرزوی کار کردن با او را دارند. آن هم در کنار لئو دی کاپریو و راسل کرو. بازیگرانی که خیلی از هالیوودیها دوست دارند در کنارشان کسب اعتبار کنند.
در فیلم کسی بازی می کند که فیلمهایش تا کنون کمترین مشکل اخلاقی را در هالیوود و حتی جهان داشته اند. نقشی دارد که در آنونس فیلم دو بار دیده می شود. آنوقت مغضوب می شود و ممنوع الخروج و یقینا تا اطلاع ثانوی ممنوع التصویر!
در مملکتی که آرش میراسماعیلی افتخار ملی است، اصلا عجیب نیست که گلشیفته فراهانی مغضوب باشد!

اعدام پنج تن دیگر در ایران / یک فرد بیگناه رفت بالای دار


خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران نوشت پنج تن دیگر از جمله یک جوان 20 ساله در ایران بدار آویخته شدند. رضا حجازی که در زندان اصفهان اعدام شد، هنگام ارتکاب جرم منتسب به وی 15 ساله بود.
سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای اعدام نوجوان زندانی رضا حجازی را محكوم كرد.
وكیل این نوجوان به رادیو آلمان گفت من شوكه شدم، اجرای حکم اعدام باید با حضور اولیای دم صورت گیرد که در این مورد حتی به آنها نیز اطلاع داده نشده است.
محمد مصطفایی همچنین فاش ساخت که روز سه شنبه یک زندانی بی گناه به نام اصغر اسماعیلی نیز اعدام شده است.
وی به رادیو آلمان گفت ببینید امروز من شاهد ماجرایی بودم: قرار شده بود دو نفر را اعدام بکنند. هر جفت‌شان هم به اتهام زنای به عنف. یک خانمی را من دیدم آمد جلو. این خانم گفت من عذاب وجدان گرفتم از این که در دادرسی دروغ گفتم. این مرد (محکوم به اعدام) به من تجاوز نکرده. خب اون بی‌گناه است الان می‌رود بالای دار. وکیل محکوم آمد و باهم رفتند داخل زندان و با رییس زندان و با مجری حکم صحبت کردند. من دیدم وقتی این وکیل بیرون آمد، ناراحت و افسرده بود. گفتم چی شد؟ گفت قبول نکردند، یعنی می‌خواهند حکم را اجرا بکنند. و بعد از نیم‌ساعت شنیدم که ایشان بالای دار رفت. یعنی یک فرد بیگناه رفت بالای دار. در صورتی که می‌توانستند حکم ایشان را نگه دارند، اجرا نکنند، بعد بروند صحت و سقم این موضوع را دربیاورند.
حكم اعدام برای دو نوجوان دیگر در شیراز و مهاباد
روز گذشته دستگاه قضايی جمهوری اسلامی حكم اعدام دو نوجوان دیگر را در شهرهای شیراز و مهاباد صادر كرد. این دو نوجوان هنگام ارتكاب جرم انتسابی كمتر از 18 سال داشتند.
خبرگزاری فرانسه نوشت نوجوان اول امیر هنگام جرم انتسابی 16 ساله بوده كه قرار است به زودی به دار آویخته شود.
نوجوان دوم نیز كریم نام دارد كه هنگام ارتكاب جرم انتسابی 17 ساله بوده و هم اكنون در زندان مهاباد بسر می برد.
در حال حاضر حدود 140 نوجوان در زندانهای جمهوری اسلامی در انتظار اجرای حكم اعدام هستند.