خوش آمدید امیدوارم از این وب لذت ببرید

۱۳۸۷ اردیبهشت ۹, دوشنبه

دستگيری و بی خبری از سرنوشت يک وبلاگ نويس

فعالان حقوق بشر در ایران
روز سه شنبه مورخه 3/2/87 ، اميد رضا ميرسيفي نويسنده وبلاگ روزنگار دستگير شد.
چهار مامور امنيتي با مراجعه به منزل نامبرده با حکم بازرسي اقدام به تفتيش منزل و ضبط لوازم شخصي ، کامپيوتر و.. نمودند و بدون هيچگونه توضيحي آقاي ميرسيفي را با خود به نقطه نامعلومي بردند .
پس از 5 روز بي خبري و پيگيري مستمر خانواده اعم از مراجعه به دادگاه انقلاب و مراکز مربوطه ديگر ، هيچگونه اثر و خبري از وي بدست نيامده است. تنها روز يکشنبه مورخه 8/2/87 نامبرده طي تماس کوتاهي با منزل ابراز سلامتي نموده است .
با توجه به سابقه فعاليت فرهنگي وي و وبلاگ مربوطه ، بازداشت نامبرده امري کم سابقه تلقي ميگردد .

تبعیـــد یک دبیر باسابقه به دلیل شرکت در اعتصاب معلمان

تبعید مسعود کردپور دبیر با سابقه آموزش و پرورش در کردستان به دلیل شرکت در اعتصابات صنفى معلمان کشور در اسفند و فروردین ماه گذشته که به درخواست کانون صنفى معلمان ایران براى بهبود وضعیت معیشتى وزندگى و همچنین اصلاح ساختارهاى مدیریتى، آموزشى و ادارى وزارت آموزش و پرورش برگزار شد، مى باشد.
گفته مى شود در پى شکایت شوراى تامین استان آذربایجان غربى، مسعود کردپور، روزنامه نگار و فعال فرهنگى که بیش از ۲۰ سال سابقه تدریس در مراکز پیش دانشگاهى و دبیرستان هاى شهرستان بوکان را دارد طى حکمى که از طرف هیئتهاى بدوى وتجدید نظر رسیدگى به تخلفات ادارى وزارت آموزش و پرورش صادر شده است به ۲ سال تبعید به شهرستان تکاب محکوم گردیده است.
کردپور متهم به تحریک معلمان براى نرفتن به کلاسهاى درس در ایام ۲۶ و ۲۷ فروردین ماه ۱۳۸۶ و مصاحبه مطبوعاتى با رسانه هاى داخلى و خارجى که طى این مصاحبه ها موضوع مطالبات صنفى معلمان را تحت الشعاع اغراض سیاسى بیگانگان قرار داده و نسبت به تقاضاهاى خویش با رنگ و بوى سیاسى اقدام نموده است، مى باشد.

حکم اعدام برای یک نوجوان 17 ساله در تهران

دستگاه قضايی جمهوری اسلامی یک نوجوان 17 ساله را در تهران به اعدام محکوم کرده است.
حکم اعدام این نوجوان که نام او "صفر" اعلام شده از سوی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران صادر شده است.
بنا به گزارشها، هم اکنون بیش از 74 نوجوان در زندانهای جمهوری اسلامی در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.

کاریکاتور؛ محمود آکروبات


کاریکاتور؛ بسته پیشنهادی


هشت دانشجوی سهند بر اثر اعتصاب غذا روانه بیمارستان شدند

خبرنامه امیرکبیر: در حالیکه تحصن دانشجویان دانشگاه سهند تبریز از هفته گذشته آغاز شده است، دانشجویان دانشگاه سهند همچنان به تحصن خود ادامه می دهند. پس از اینکه در جلسه دانشجویان با رئیس دانشگاه سهند در پنج شنبه شب گذشته دانشجویان به خواسته های خود نرسیدند، اعتصاب غذای خود را شروع کردند. در آن جلسه که تا بامداد جمعه به طول کشید، دکتر محمدرضا چناقلو هیچ یک از خواسته های دانشجویان را نپذیرفت.
بر اثر اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه سهند تا کنون هشت نفر از این دانشجویان روانه بیمارستان شده و حال جسمی بسیاری دیگر از این دانشجویان وخیم می باشد. با این وجود رئیس دانشگاه سهند بی توجه به وضعیت وخیم جسمی اعتصاب کنندگان حاضر به پذیرش خواسته های دانشجویان نمی باشد. چناقلو روز شنبه به تهران فراخوانده شده بود تا پیرامون اعتراضات دانشجویان دانشگاه سهند به نمایندگان وزارت علوم و وزارت اطلاعات توضیح دهد.
لازم به یادآوری است اعتراض دانشجویان سهند از هفته گذشته در پی هتک حرمت مسئولین حراست دانشگاه به چند تن از دانشجویان دختر آغاز شد. استعفای دکتر زاهد، معاونت دانشجویی فرهنگی و حسینی، ریاست حراست دانشگاه، لغو احکام کمیته های انضباطی در ترم های اخیر و عدم تبعیض جنسیتی میان فعالین و تشکل ها در فعالیت های فرهنگی مرتبط با امور فرهنگی از خواسته های دانشجویان می باشد.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱, یکشنبه

تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران و درگیری با حراست دانشگاه

خبرنامه امیرکبیر: امروز دانشجویان دانشگاه مازندران در اعتراض به نصب دوربین های مدار بسته در حال جمع آوری امضا بودند که حلیمی، رئیس حراست دانشگاه مازندران نسبت به این عمل واکنش داده و دانشجویان را به احضار به کمیته انضباطی و مراجع قضایی تهدید نموده و با دانشجویان درگیر شد.
ساعت ۱۱:۳۰ امروز یکشنبه جمع آوری امضا از دانشجویان در حال آغاز بود که تعداد کثیری از مامورین حراست و انتظامات به زور اعضای شورای مرکزی انجمن را به دفتر حراست بردند. دانشجویان با درگیری با مامورین حراست در جلو دفتر انجمن اسلامی مراسم را همراه با پخش سرود یار دبستانی ادامه دادند.
پلاکاردهای دانشجویان حاوی شعارهایی مانند «مدیریت دموکراتیک دانشگاهی فیلم این دوربین ها به کجا می رود؟»، «دوربین، فیلم، حراست، کمیته ی انضباطی، اخراج، و بعد…» بود.
مامورین حراست دو تن از دانشجویان انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل را که در جمع دانشجویان دانشگاه مازندران حاضر شده بودند از دانشگاه اخراج نموده و آنان را مورد ضرب و شتم و ناسزا قرار دادند.
یکی از مامورین حراست قبل از درگیری با این دانشجویان، به فحاشی به دانشجویان پرداخته و دانشجویان را «آمریکایی های کثیف» خواند.
اعضای انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در اعتراض به این برخورد حراست دانشگاه با این حرکت آرام اعلام می کند به تحصن سه روزه مقابل درب دفتر انجمن اسلامی می پردازد و به جمع آوری امضا در روزهای آینده ادامه خواهند داد.

وضعیت وخیم زندانیان اهل حق در سلولهای انفرادی زندان ارومیه

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از زندان ارومیه 4 زندانی اهل حق بنامهای سهندعلی محمدی، بخش علی محمدی، عبادالله قاسم زاده و مهدی قاسم زاده که از 10 فروردین ماه دست به اعتصاب غذا زده اند در وضعیت وخیم جسمی بسر می برند.
مامورین وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن زندانیان اهل حق آنها را به سلولهای انفرادی زندان وزارت اطلاعات در ارومیه منتقل کرده و بیش از 2 هفته آنها را تحت شکنجه قرار دادند.
در روزهای اخیر شرایط جسمی این زندانیان به دلیل اعتصاب غذا به نقطه بسیار خطرناکی رسیده بود. از این رو رضائی کیانی دادستان ارومیه بهمراه معاون اداره اطلاعات و فتحی رئیس زندان، خانواده زندانیان را فراخوانده و به آنها اعلام کردند که در روزهای آینده خواسته های این زندانیان را بر آورده خواهند کرد و از آنها خواستند که به بستگان زندانی خود بگویند به اعتصاب غذا پایان دهند.
در پی این دیدار روز چهارشنبه 28 فروردین ماه زندانیان اهل حق اعتصاب غذای خشک خود را به اعتصاب تر تبدیل کردند.
آنها اعلام کردند تا این وعده ها بصورت صورتجلسه و به امضای افراد فوق نرسد و رسما به آنها ابلاغ نکنند، به اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد.
خواسته های اهل حق به قرار زیر می باشد: 1 . به رسمیت شناختن حقوق اهل حق و پایان دادن به کشتار، دستگیری، زندان و مصادره اموال آنها، ابلاغ رسمی تقلیل حکم اعدام به 13 سال و لغو حکم تبعید آنها به زندان یزد .
زندانیان اهل حق از هفتۀ گذشته از زندان وزارت اطلاعات به سلولهای انفرادی زندان ارومیه معروف به قرنطینه که محل شکنجه زندانیان است منتقل شده اند.
روز شنبه 31 فروردین ماه خانوادهای زندانیان اهل حق با حضور مامورین وزارت اطلاعات و زندانبانان توانستند با عزیزانشان در زندان ارومیه ملاقات کنند. وضعیت جسمی آنها حاد بود. عبادالله قاسم زاده یکی از زندانیان اهل حق دچار خونریزی معده شده و خون بالا می آورد. آنها همچنین چندین کیلو وزن کم کرده اند و بینائی آنها تا حد زیادی کاهش یافته است.
زندانیان اهل حق همچنان از داشتن وکیل مدافع محرومند.
01اردیبهشت 1387 برابر با 20 آپریل 2008
شرایط زندانیان سیاسی فوق به سازمانهای زیر گزارش شد1- عفو بین الملل2- شورای حقوق بشر سازمان ملل3- کمیسر عالی حقوق بشر4- دیدبان حقوق بشر

کاریکاتور؛ جشن هسته ای در سقز


کاریکاتور؛ اندازه مغز و فک احمدی نژاد


۱۳۸۷ فروردین ۲۹, پنجشنبه

احضار شش دانشجوی دانشگاه رجایی به کمیته انضباطی

روزنامه اعتماد: شش دانشجوی عضو انجمن اسلامی دانشگاه شهید رجایی به کمیته انضباطی احضار شدند.
روح الله دماوندی، هادی صادقی، یاسر ریگی، کیومرث فتحی، احمد کرمی و آرمان زاهدی شش دانشجویی هستند که باید در کمیته انضباطی حاضر شوند و به موارد اتهامی خود پاسخ دهند.
یکی از این دانشجویان احضار شده گفت: اتهام ما شرکت در دو تحصن ماه های آذر و اسفند ۸۶ است.
وی گفت: در آن تحصن ها از وضعیت معیشتی و فنی دانشگاه انتقاد به عمل آوردیم و در عین حال برخی اعتراض ها را هم از جو حاکم بر دانشگاه و جلوگیری از فعالیت سیاسی دانشجویان بیان کردیم.
وی افزود: ما هیچ تخلفی انجام ندادیم اما ظاهراً صرف حضور در تحصن تخلف محسوب شده و اکنون باید به خاطر آن پاسخگو باشیم.

گزارش یکی از خوانندگان در باره وضعیت بحرانی پارس جنوبی

این گزارش توسط یکی از خوانندگان از ایران برای درج در سایت ارسال شده است:
1- اعلام بفرمایید این وزیر کار رژیم که میگوید نرخ بیکاری زیر 10 درصده دروغ محضه چون ظرف یکسال اخیر نرخ بیکاری در عسلویه به بالای 70 درصد رسیده و به همین نسبت پیمانکاران (شرکتهای خصوصی) نیز بیکار شده اند و بیش از یکسال است که در پی طلبشان هستند و دایما جنگ و درگیری بین 3 قشر کارفرما و پیمانکار و کارگر در جریان است.
2- اعلام بفرمایید در عسلویه هر روز اعتصاب است. به عنوان مثال کارگران رنگ و عایق شرکت (ایران لیر) با بیش از600 کارگر در فاز 6و7و8 چهار ماه است حقوقی نگرفته اند و بقیه شرکتها نیز وضعیتی به مراتب بدتر دارند . کارگران شرکت رامشیر و گاما در فازهای 9و10 پارس جنوبی بیش از6 ماه است که حقوقی دریافت نکرده اند .( این 6 ماه عدم پرداخت حقوق در قراداد ذکر میشود و از کارگر بیچاره نیز امضا گرفته میشود که ساکت باشد و دم بر نیاورد ! )
3- اعلام بفرمایید که فاز یک (1) پس از 7 سال راه اندازی هنوز پر از عیب و نقص است و دایم در وضعیت شات دون به سر میبرد و تا به امروز 4 بار توسط حضرات افتتاح شده است! و هنوز هم به 100درصد آمادگی نرسیده است!
4- اعلام بفرمایید فاز 2و3 و هم چنین 4و5 بسیاری از یونیتها به علت نبود متریال و ابزارپیچیده و یا حتی ساده مثل پیچ و مهره در وضعیت معلق به سر میبرند و SPGC شرکت مالک و ناظر این فازها مجبور به کاهش چشمگیر نیروهای خود کرده است .
5- اعلام بفرمایید شرکت پتروپارس در فاز 6و7و8 پس از 4 سال و اندی فعالیت کمتر از 80 درصد پیشرفت داشته است و چهار شرکت بزرگ (Toyo و Idro و Jgc و Dielim ) هر کدام با ضررهای 5/2 درصد ( دو و نیم درصد یعنی میانگین دو و نیم برابر برآورد خرج کرده اند ولی هنوز فاز را به اتمام نرسانیده اند زیرا روز به روز قطعات و ابزار ذکر شده در قرارداد گرانتر از دیروز شده است و این بیچاره ها علیرغم میل باطنی چاره ای جز ادامه کار ندارند)
6- اعلام بفرمایید فاز 11 که قرار بود شرکت توتال در آن سرمایه گذاری کند کاملا عقب کشیده و به علت تحریمها جرات سرمایه گذاری ندارد و وزیر نفت در رسانه ها برای توتال و یک شرکت دیگر خط و نشان و ضرب الاجل اعلام میدارد ولی پشت پرده به التماس افتاده اند زیرا در غیر اینصورت ناچارند به شرکتهای بیچاره و ضعیف آسیایی روی بیاورند .
7- اعلام بفرمایید فاز12 باز هم به پتروپارس واگذار شده که هنوز فازهای 1 یک و 6و7و8 را به پایان نرسانده است.
8- اعلام بفرمایید که تحفه آرادان (احمدی نژاد) شرکت نسبتا موفق هیوندای را خلع ید کرده و قصد دارد پروژه ها را به سپاه پاسداران اعطا نماید ( قرارگاه خاتم الانبیاء) من خودم با این قرارگاه کار کرده ام و فوق العاده برایم عجیب است که چطور این شرکتها و موسسه های بیسواد سپاه میتوانند این پروژه های عظیم و حساس را به مرحله تولید برسانند ؟!
9- اعلام بفرمایید وضعیت بقیه فازها ( کل فازها 28 فاز است) هنوز نامشخص است (حتی قراردادی منعقد نگردیده است!) .
در صورتی که با کمی درایت و هوشیاری میتوان شرایطی را فراهم آورد که بسیاری از شرکتهای معتبر بتوانند در این منطقه زرخیز و پایتخت مناطق گازی جهان سرمایه گذاری کنند و اشتغال زایی نمایند .
10 – اعلام بفرمایید که قطر با کمک غولهای غربی (آمریکایی و انگلیسی) شبانه روز از میدان گازی مشترک پارس جنوبی در حال برداشت هستند و ما حتی یک فاز درست و حسابی که دلخوش به آن باشیم نداریم .شاید کسانی باشند که با دریافت زیرمیزیهای کلان از قطریها و غربیها بسیار راغبند که این رکود وحشتناک حاضر در منطقه پارس جنوبی (عسلویه) هم چنان و به همین منوال ادامه پیدا کند. برای اینان مملکت و قشر کارگر و پیمانکار و کل مجموعه انسانی ارزشی ندارد و فقط و فقط به فکر جیب و شکم خود هستند.
به صاحب و نگهدار ایران زمین سوگند که باید شیون سر داد و خون گریست از دست این بیسوادان و اراذل و هوچیگران رژیم فاسد و دغلباز . دلم به حال خودم میسوزد 7 سال در عسلویه که 10 ماه سال تابستان است و 2 ماه نیمه بهار زحمت کشیده ام عرق ریخته ام و پوستم کباب شده است و حال دو ماه است که بیکارم و شرمنده همسر و دو فرزندم.
امضا محفوظ

دو زندانی دیگر در سیاهچالهای رژیم در اصفهان جان باختند


بنابه گزارشات رسیده از زندان دستگرد اصفهان دو زندانی دیگر جان خود را بدلیل عدم رسیدگی پزشکی و بی توجهی زندانبانان از دست دادند. بدین ترتیب شمار زندانیانی که تنها طی چند روز گذشته در زندان اصفهان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان باختند، به چهار نفر رسیده است.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، احمد ماسالی 35 ساله محکوم به حبس ابد که در بند آموزشی زندان دستگرد بسر می برد در اثر بیماری جان باخت. این زندانی خواستار انتقال خود به بهداری زندان شده بود ولی زندانبانان به درخواست او توجهی نکرده تا اینکه پس از 2 روز تحمل دردهای شدید در تاریخ 27 فروردین ماه در بند این زندان جان خود را از دست داد.
همچنین زندانی دیگری بنام مراد بورک زهی متولد سال 1339 که از تاریخ 19 اسفند 1386 در بند 4 این زندان در بازداشت بسر می برد در اثر بی توجهی زندانبانان و عدم رسیدگی پزشکی جان باخت.
این زندانی پیش تر توسط مامورین آگاهی اصفهان تحت شکنجه های وحشیانه قرار گرفت تا به دست داشتن در یک پرونده قاچاق مواد مخدر اعتراف کند. مراد بورک زهی در اعتراض به اعمال شکنجه های وحشیانه ماموران آگاهی از دو هفته پیش در اعتصاب غذا بسر می برد.
29 فروردین 1387 برابر با 17 آپریل 2008
شرایط فوق به سازمانهای زیر گزارش شد:1- عفو بین الملل2- شورای حقوق بشر سازمان ملل3- کمیسر عالی حقوق بشر4- دیدبان حقوق بشر

نامه پدر بیمار و رنج دیده یک زندانی سیاسی دربند در اوین

این سوال برای هر کسی پیش می آید که از تمام جوامع حقوق بشری بخواهد که اگر انسانی به جرم دفاع از حقوق بشر و دموکراسی خواهی و حق طلبی به سیاهچال های اوین روانه شود چه کسی باید از حق قانونی و انسانی ایشان دفاع کند؟ این مساله در حالتی اتفاق می افتد که آزادی بیان و گفتار در هر کشور امری عادی و معمولی به حساب می آید اما در کشور ما از جرم های سنگین و مهم است که عباس خرسندی نیز از این امر مستثنی نمی باشد.
این مقدمه ای بود که بگویم عباس خرسندی: 52 ساله ساکن شهرستان فیروزکوه با دارا بودن مدارک عالیه تحصیلی که شامل اخذ فوق لیسانس علوم اقتصادی و لیسانس زبان انگلیسی از خارج کشور بوده و مدت زمان کوتاهی را نیز به عنوان استاد دانشگاه مشغول تدریس بود و چون نقطه مشترکی از لحاظ تفکرات سیاسی و ایده های اجتماعی با قوانین و ارزش های اجرایی رژیم نداشت خود را فارغ از مسائل مادی کرده و با انتخاب شغل آزاد فعالیت سیاسی خود را شدت بخشید تا اینکه اولین بار در تاریخ 7 بهمن سال 83 توسط ماموران وزارت اطلاعات از محل کار خود به جرم اقدام علیه امنیت داخلی دستگیر و روانه زندان شد و پس از 40 روز به قید وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شد. دیری نپایید که مجددا در روز 18 شهریور 1386 ایشان به توسط مامورین اطلاعات جلب و روانه اوین شد.
او به مدت 50 روز در انفرادی 209 اوین محبوس بود و 6 ماه نیز در اندرزگاه 7 سالن 3 بلاتکلیف است. پس از دستگیری ایشان ، پیگیری های مستمر از طرف اینجانب و خانواده آقای خرسندی به همراه وکلای انتخاب شده و تایید شده از سوی قاضی پرونده به نام قاضی صلواتی انجام شد ولی هر بار با پاسخ های بی ربط از سوی ایشان رفع تکلیف شد.
در طی این مدت عباس خرسندی چندین بار به دادگاه احضار شد و تا کنون هیچ رای و حکمی برای ایشان صادر نشده است. در صورتی که می دانیم در هیچ جای دنیا کسی را بدون تشخیص جرم و گناه او را به مدت 8 ماه در زندان نگه نمی دارند و این کار غیر قانونی و ضد حقوق بشر می باشد.
گناه عباس خرسندی دفاع از حقوق مردم ایران در برابر ناملایمات و بی عدالتی ها بود.حقوقی که سالهاست در کشوری که در آن زندگی می کنیم پایمال می شود.
دولتی که خود را جمهوری اسلامی می خواند و ادعای برقراری عدالت عدل علی و حمایت از مستضعفین و مسلمانان جهان دارد هر گونه آزادی بیان و عقاید و اندیشه را از مردم ایران صلب کرده تا آنجایی که این شخص با تحصیلات عالیه دانشگاه به جای تدریس و ارائه تجربیات علمی خود به دانشجویان و محصلان تنها و تنها به دلیل آشنا کردن حقوق اعضای یک جامعه نسبت به خودشان و دولتشان باید در سیاهچال های رژیم عدل و داد جای گیرد.
شخصی که به مدت زیادی خود را فارغ از مسایل مادی کرده و با انتخاب شغل آزاد به مقام و جاه و قدرت پشت پا زده و فریاد حق طلبی مردم ایران را سر می دهد چرا باید اینگونه قربانی بی عدالتی شود.
عباس خرسندی تنها فرزند پسر اینجانب و عهده دار تامین هزینه های زندگی و درمانی من نیز بوده و اینجانب در سن 85 سالگی نیاز به سرپرستی و حمایت مالی و معنوی پسرم می باشم.در طول این 8 ماه من از دوری فرزندم بیمار تر و غمگین تر و رنجور تر شدم و بارها در بیمارستان بستری شده و برای تامین هزینه های زندگی با مشکلات فراوانی رو به رو شده ام. به همین دلیل از همه سازمان های مدافع حقوق بشر و عفو بین الملل و دیگر سازمان های مشابه تقاضای کمک می نمایم و تقاضا دارم که این سازمان ها برای دفاع از حقوق او با دادن نامه و بیانیه حمایت و پشتیبانی خود را از او اعلام نمایند و خواستار آزادی هرچه سریعتر فرزندم شوند.
او اکنون در زندان تحت فشار بوده و در حدود 15 کیلو از ورن خود را نیز از دست داده و با داشتن سابقه بیماری قلبی و زخم معده و سنگ کلیه در معرض خطر انواع بیماری ها قرار دارد.

نان سنگک 1500 تومانی در تهران


به گزارش آفتاب به نقل از رادیو تهران، نانوایی خیابان درخشان شهرک قدس تهران با نصب تابلوی ما آرد را به نرخ هر کیلو 340 تومان خریداری می کنیم، نان سنگک خود را تا قیمت یک هزار و 500 تومان عرضه می کند .
جالب این جاست که این نانهای گرانقیمت خریدار هم دارد. شاطر این نانوایی هر گونه اعتراضی را به شدت پاسخ می دهد و در توضیح درباره چرای گرانفروشی خود تنها به "خرید آزاد آرد " اشاره می کند.

فراخوان معلمان کامياران در دفاع از معلم اعدامی فرزاد کمانگر

فعالان حقوق بشر در ايران
فراخوان جمعي از معلمان کامياران در حمايت و پشتيباني از معلم دربند فرزاد کمانگر در آستانه هفته معلم
دوستان، همکاران، آزادي خواهان و فعالان فرهنگي ، سياسي، صنفي و مدني ، دانشجويان، کارگران وتشکل هاي سياسي ،فرهنگي و اجتماعي ؛اينک نزديک به دو سال از دستگيري و حکم سنگين و غير قابل تحمل اعدام فرزاد کمانگر معلم وفعال مدني کرد مي گذرد.
ما جمعي از معلمان در آستانه فرا رسيدن هفته معلم از تمامي معلمان ،دانشجويان، دانش آموزان وفعالان فرهنگي ، سياسي و ساير اقشار جامعه در خواست مي نمائيم که همگام وهمصدا با هم به شيوه هاي ممکن ومدني (صدور بيانيه،تجمعات مسالمت آميز، شرکت در کمپين نجات فرزاد کمانگر...) از مسئولين قوه قضائيه بخواهيم که بار ديگر فرزاد کمانگر را به ميان ما ودانش آموزانش برگردانند و از مسئولين محترم قوه قضائيه و وزارت آموزش وپرورش مي خواهيم که با درک وضعيت موجود کشور خواسته به حق و مسالمت آميز ما مبني بر آزادي فرزاد کمانگر را با گوش شنوا دريابند.
شايان ذکر است که فقدان آرامش و متانت معلمان مي تواند به موجي از نارضايتي ها ي عمومي و.... بينجامد .اميدواريم که مسئولان ذيربط هرچه سريع تر فرزاد کمانگر را آزاد نموده و حسن نيت خويش را نسبت به معلمان و افکار عمومي در ايجاد فضاي آرام و به دور از تبعيض نشان دهند .
به اميد آزادي زندانيان سياسي
جمعي از معلمان کامياران29/1/87

تجاوز به دختر دانشجو در بازداشتگاه رژیم

این گزارش از طریق ایمیل برای سایت ارسال شده و عینا درج می شود:
حدود دو ماه پیش در هوایی نسبتا سرد در گوشه ای خلوت در پارک لاله تهران در یک محیط آرام نشسته بودم که چند مامور و یک خانم به من نزدیک شدند و خانم زشت رویی که از زیر چادر لباس سبز نظامی پوشیده بود با لحن تندی به من گفت بکش پایین ! گفتم بله ؟! گفت روسریتو بکش پایین. من گفتم اینجا یک پارک عمومی و خلوته من هم آمدم تا کتاب دانشگاهی خودم ورق بزنم این مگه جرمه؟ خانم گفت: تو اینگار سرت بوی قرمه سبزی میده. بعد یک درجه دار سیبیلو گفت بلبل زبونی دیگه بسته بریم مرکز اونجا معلوم میشه!!!خلاصه من که زورم به اونها نمی رسید من را از میان نگاه های افراد دیگر که در بین راه تا رسیدن به ماشین پلیس بودند، به زور بردنم شرم و حیا به من اجازه نمی داد که فریاد بکشم و از مردم کمک بخواهم . می ترسیدم که کسی من را در آن میان بشناسد و فکر بدی بکند.بعد ازمدتی که در ماشین بودم به مرکز امر به معروف رسیدیم و من راانداختن توی یه اطاق و شماره منزل و آدرس گرفتند و گفتند که به اونها زنگ می زنیم و تو باید تعهد بدی!!! من گفتم آخه چه تعهدی مگه من چه جرمی مرتکب شدم ؟ وقتی افتادم توی بازداشتگاه یه سرباز پر رو با نیش خند مسخره ای به من گفت معلومه بار اولته نگران نباش من درست می کنم زود تر بری. برای من عجیب بود که چطور زور یک سرباز می تونه بیش تر از فرمانده خودش باشه !!! یعنی امکانش هست ؟ خلاصه من هرچه گریه و زاری کردم فایده ای نکرد و به من گفتند از نهار هم خبری نیست. در طول چند ساعتی که در اونجا بودم چندین دفعه سربازها می آمدند و از پشت در بازداشتگاه حرفهای آنچنانی به من می زدند تا من را تحریک بکنند. می دانم که شاید باور نکنید و تکرار این موضوع همیشه مثل یک کابوس من را رنج می دهد. ولی کاری که نباید می شد ؛ شد و یک درجه دار در اطاقم را باز کرد و دو سرباز دیگر جلو آمدند و گفتند اگه سر و صدا کنی بیهوشت می کنیم و کار تو را یکسره می کنیم ولی اگه ساکت باشی زود زود آزادت می کنیم. خلاصه در آن اطاق تاریک بازداشتگاه با چسب محکمی دهانم را بستند و به زور به من تجاوز کردند و بعد به من گفتند حالا می تونی بری ولی این را بدان اگر بخواهی حرف بزنی از این بد تر بلا سرت درمیاریم .وقتی از اونجا آزاد شدم ساعت حدود 11 شب بود بدون اینکه چیزی را امضاء کنم آزاد شدم .وقتی بیرون آمدم از هر چی رنگ نظامی و سبز و ماشین پلیس بود متنقر شدم و دائم پیش خودم می گفتم که چند تار موی من که بیرون بود جرم بود یا عمل این خدا نشناس ها.نمی دانستم چه دروغی برای خانواده چشم انتظار خود سر هم کنم تا از این دغدغه هم نجات پیدا کنم. از آن واقعه تا الان از خواب و خوراک افتاده ام و یک نوع حس انتقام جویی در من شدت می گیرد ولی هیچ کاری نمی توانم بکنم. گاه که به یاد می آورم بدنم شروع به لرزیدن می کند و مغزم سوت می کشد و بغض گلویم را می گیرد .شرم و حیا به من اجازه نمی دهد که به کسی بگویم که به من چه گذشت. من این موضوع را حتی به خانواده خودم نگفتم. واقعا نمی دانم چه کار کنم اگر جایی مطرح کنم آبروی من میرود و هیچ مدرکی هم ندارم. و اگر هم ساکت بنشینم اعصابم و وجدانم به من این اجازه را نمی دهد. در خیال خودم بارها و بارها وارد آنجا می شوم و همه آنها را می کشم و آنجا را به آتش می کشم . بعضی شب ها خواب می بینم که همان وضعیت برایم اتفاق می افتد و من فریاد می کشم اما هیچ کس به کمکم نمی آید. این خدا نشناسها حتی نام من را هم در آنجا ثبت نکردند و صورت جلسه نکردند. فکر می کنم این روند قانونی برای آنهایی باشد که سرسختانه مقاومت می کنند و هم حبس و بازداشتگاه و غذا نخوردن را تحمل می کنند و هم اینکه حاضر به رشوه دادن نیستند. ولی من که یک دانشجو و بدون پناه و تنها بودم و به جز کرایه ماشین و چند هزار تومان پول برای خرید کتب دانشگاهی و یک گوشی موبایل ارزان قیمت چیزی با خود همراه نداشتم. کاری از من ساخته نبود. کاش در ایران زاده نشده بودم.

بزودی برخورد با بدحجابی در شرکتهای خصوصی و اماکن

خبرگزاری حکومتی مهر: در راستای اجرای طرح ارتقا امنیت اجتماعی، نیروی انتظامی به زودی طرح برخورد با بدحجابی در شرکت های خصوصی و مراکزی نظیر کافی شاپ ها، کافی نت ها، تالارها و رستوران ها را از سر می گیرد و با مخلان امنیت و قانون شکنان به شدت برخورد خواهد کرد.
فرمانده انتظامی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: در راستای ارتقا طرح امنیت اجتماعی در سال جدید پلیس پایتخت برخورد با بدحجابی در مراکز و شرکت های خصوصی را در دستور کار خود قرار داده و با این موضوع به شدت برخورد خواهد شد.
رادان با اشاره به تهاجم فرهنگی که از سوی غرب، کشور ما را نشانه گرفته و برخی از جوانان ما را دچار انحطاط اخلاقی کرده است اظهار داشت: یکی دیگر از اقدامات پلیس پایتخت، شناسایی گروههایی مانند گروه شیطان پرست ها است که پلیس با این موضوع نیز به شدت برخورد خواهد کرد و با کسی در این زمینه تعارف نخواهد داشت.

یک میلیارد دلار کمک رژیم برای ساخت پالایشگاه در سریلانکا

خبرگزاري کيودوی ژاپن در گزارشی از کلمبو به نقل از وزير نفت سريلانکا اعلام کرد رژیم تهران به منظور گسترش پالايشگاه نفت در سريلانکا يک ميليارد دلار اختصاص داده است.
وزیر نفت سریلانکا افزود رژیم تهران يک اعتبار چهار ماهه بدون سود را نيز به منظور خريدهاي نفتي به ما ارائه داد.
از سوي ديگر رييس شرکت دولتي نفتي "سيلان" که تصفيه کننده نفت است،‌ اظهار داشت رژیم تهران بررسيهاي اجرايي را به منظور دو برابر کردن ظرفيت تنها پالايشگاه نفت سريلانکا از پنجاه هزار بشکه در روز به يکصد هزار بشکه کامل کرده است.
وي افزود رژیم تهران هزينه اصلي توسعه اين پالايشگاه را بر عهده گرفته است.
بر اساس این گزارش، احمدي نژاد قرار است در سفر خود به سريلانکا که در روزهاي آخر ماه آوريل صورت مي گيرد، با رييس جمهور، نخست وزير و همچنين وزير امور خارجه اين کشور ديدار کند.

اعتراف احمدی نژاد به مسدود شدن ذخایر ارزی رژیم در خارج

بخشی از سخنان امروز احمدی نژاد در قم: .....احمدي ‌نژاد با اشاره به ذخاير ارزي ايران در بانک‌هاي خارج از کشور گفت: هم اکنون 80 ميليارد دلار ذخاير ارزي ايران در بانک‌هاي خارجي نگهداري مي‌شود اما هنگامي که شرکت‌هاي بزرگ براي پروژه‌هايشان به سراغ اين بانک‌ها مي‌روند آن بانک‌ها به دليل فشار قدرت‌هاي بزرگ ذخاير ما را در اختيار اين شرکت‌ها قرار نمي دهند و ذخاير ارزي ما را بلوکه مي‌کنند.

یک فعال دانشجويی پس از ۴ ماه زندان و شکنجه آزاد شد

سایت دانشجويی خبرنامه امیرکبیر: بهروز کریمی زاده از فعالان اصلی طیف دانشجویی چپ که در ۱۱ آذر ماه گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، روز سه شنبه از زندان آزاد شد.
خانواده بهروز کریمی زاده با تامین وثیقه ٣۰۰ میلیون تومانی موجبات آزادی این دانشجو را فراهم کردند.
در ماههای اخیر گزارشهای مختلفی به نقل از دانشجویان آزاد شده طیف چپ منتشر شد که بر طبق آنها بهروز کریمی زاده در زندان تحت فشارهای شدید روحی بوده و همچنین مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. پیمان پیران، علی کانتوری از دانشجویان طیف چپ هستند که هنوز در زندان به سر می برند.
خبرنامه امیرکبیر، آزادی بهروز کریمی زاده را به وی و تمامی دانشجویان تبریک می گوید.

۱۳۸۷ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

کاریکاتور؛ آش هسته ای در نطنز

قتل فجیع سه دختر جوان در زاهدان بدست نیروهای بسیج

قتل فجیع سه دختر جوان در زاهدان بدست نیروهای بسیج
این اطلاعیه از طریق ایمیل برای سایت ارسال شده و عینا درج می شود:
بدينوسيله جنبش مقاومت مردمي ايران به اطلاع عموم مردم ايران و بويژه جامعه اهل سنت ايران و مردم بلوچ مي رساند كه حدود يك ماه پيش سه دختر اهل سنت بلوچ از طايفه ريگي كه نام پدرشان حسين ريگي مي باشد از مقابل بيمارستان علي ابن ابي طالب زاهدان توسط افراد ناشناس كه طبق تحقيقات اوليه از بسيجيان زابلي بوده اند ربوده شده و پس از يك ماه دیروز جنازه اين سه دختر كه به طرز فجيعي كشته شده و آثار شكنجه و ضرب و جرح بر اجسامشان آشكار بود در يكي از خيابانهاي شهر زاهدان كشف شد.
جنبش مقاومت ضمن محكوم كردن اين جنايت هولناك و ضد بشري كه توسط عوامل رژيم انجام گرفته است از مردم غيور و با ايمان و با شرف بلوچستان مي خواهد در برابر اين جنايت هولناك از خود واكنش نشان داده و انتقام عزت و ناموس خود را از اهريمنان زمان بگيرند.
ملت بلوچ هميشه و طي همه ادوار تاريخ در غيرت و شرف زبانزد جهانيان بوده است و مردم بلوچ براي ناموس خود چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام همه چيز خود را قربان كرده اند و تاريخ شاهد است كه هيچ متجاوزي جرات تعرض به ناموس بلوچ را نداشته است و امروز پست ترين و پر ذلت ترين روز براي بلوچ است كه چنين ناموسش مورد تجاوز بيگانگان پست فطرت قرار مي گيرد و همه اقشار جامعه اعم از علما و روشنفكران و تحصيل كردگان مهر سكوت بر لب زده اند و هيچ بر زبان نمي آورند و محو نمايش سياسي انتخابات كاملا دروغ و نامشروع رژیم ولایت فقیه شده اند.
سكوت در برابر اين جنايت هولناك و وحشيانه مهر تائيد بر جنايت مزدوران رژيم است و تاريخ كساني را كه در برابر اين جنايت سكوت نمايند هرگز نخواهد بخشيد.
رزمندگان جنبش كفن بر سر بسته اند و تا زمانيكه انتقام خون ريخته شده خواهرانشان را نگيرند لحظه اي هم آرام نخواهند نشست و به متجاوزان درسی عبرتناک خواهند داد.
اما اين تنها مسئوليت يك گروه و يك شخص نيست بلكه ما همه ملت بلوچ در برابر عزت اين خواهران پاك سرشت كه هرگز نگاه بيگانه نديده بودند مسئوليم و هر فردي بايد به اندازه توان خود از حرمت و عزت و ناموس مردم که ناموس خودش هستند دفاع نمايد.
جنبش مقاومت مردمي ايران

رفتار غیرانسانی رژیم با مهاجرین افغانی در ایران

رفتار غیرانسانی رژیم با مهاجرین افغانی در ایران
وبلاگ کمپین حمایت از افغانهای مقیم ایران
مروری بر چند اقدام دولت ایران در راستای اخراج مهاجرین افغانی از ایران در سال 1386
اخراجها و شکنجه ها که از اوایل برج 4 سال1386 آغاز شد همه گواه بر دورویی سیاست مدارن ایرانی دارد. در اینجا به چند اقدام اشاره شده است که از شما می خواهم با تامل به مطالعه و بر رسی آن بپردازید . نظرات شما در این باب باعث دلگرمی ما خواهد شد.
****************************************************در حالیکه در روز تاسوعا و عاشورای حسینی و در صحنه آرایی دفاع از این واقعه تاریخی، که با تشنگی و نرساندن آب و تشنه لبی یاران و کسان حسین ، درسراسر ایران میلیونها ایرانی بر سر و روی خود می کوبند و از دربدری و خانه خرابی واقعه عاشورا در ۱۴۰۰ و اندی سال پیش گریان و عزادارند ، حاکمان مدعی عدل و داد ، طعن و لعن کننده " شمر" و " ابن زیاد" ، بر زنان و مردان و اعضاء خانواده های افغانی مقیم ایرانیورش بردند ، مردمی که نزدیک سه دهه اقامت درایران ، باید بعنوان شهروندان درجه اول جامعه ایران تبدیل می شدند ، همان شیوه و روشی را بکارگرفتند، که قصابان تار و مار کننده طفلان ِ اولاد حسین و کسان و یارانش در نزدیک به پانزده قرن پیش روا داشتند که در کتب مذهبی ذکر خیرش آمده است .
اگر آن عمل که تصویر تاریخی آنرا هر عمامه بسر و پای منبری خوانی برای گریاندن مردم ، به صحنه می کشند و تعزینه خوانان با هزینه دولتی سرسام آور ، در درون سالن تاترسنگلج و در وسط خیابانهای تهران با شتر گردانی و لباس های پر زرق وبرق و پُرهزینه در سراسر کشور، نمایش گریاندن مردم را برعهده می گیرند و از کیسه خلیفه جماران برای این تعزینه گردانی ها هزینه می کنند ، همان کار را در روز تاسوعای حسین ، بر سر زحمتکشان افغانی نیز پیاده کردند . آنان را دستگیر و در هوای سرد بهمن ماه(برج11) ، که تا به امروز دهها و صد ها تن در درون کمپ ها و چادر ها در پاکستان و جای جای افغانستان بدلیل بی نقشه گی دولت ها جان داده اند ، تحویل آن سوی مرزها می دهند . در گزارش آمده است : « شمس الدین حامد رئیس اداره مهاجرین هرات به بی بی سی گفت: با وجود اینکه اعلام شده بود اخراج مهاجران افغان از ایران تا چند ماه آینده متوقف شده و در صورت ادامه روند اخراج، با مسئولان دولتی افغان هماهنگی خواهد شد،اما عصر روز پنجشنبه , روز عاشورا، ایران بدون اطلاع قبلی ،۱۱۱ مهاجر افغانی را از مرز رد کرد» در ادامه گزارش آمده است : « رئیس اداره مهاجرین هرات از اخراج یک زن بی سرپرست افغان توسط ایران خبر داد و گفت این زن در حالی که بقیه اعضای خانواده اش در ایران مانده اند از آن کشور اخراج شده است.... تاکنون آدرس دقیق محل سکونت این زن معلوم نیست و اداره تحت امر وی در تلاش است تا آدرس او را پیدا کنند. » این است رافت و عدالتی که احمدی نژاد ، در شیــــــــــــپور خود می دمید و با سنج و طبل خود در هر کوی و برزنی به صدا در آورد و در مراسم سینه زنی تاسوعا و عاشورا ، علم و کُتل آنرا بپا داشته است .
در ایران و در روند ادامه پاک سازیهای قومی و بیکار سازهای بیرویه کارگران و زحمتکشان از محیط کار و عدم پاسخگویی به وضعیت آنان ، بهانه حضور کارگران و زحمتکشان مهاجر افعانی ، عراقی ، بنگلادشی و غیره را از سر گشادش در شیپور می کنند . دستگیری افغانها و اخطارهای گاه و بیگاه به آنان نیز،خاصه و خرجی دولت اسلامی ایران ، برای تغذیه مطبوعات دولتی و پیش زمینه جار و جنجال های اخراج ها و انحراف افکار عمومی از اشکالات ، کاستی ها و ضعف های اساسی و پایه ای نظامی است تا همه چیز را ماست مالی کند و معترضین و فعالان جنبش های اجتماعی ایران را به هر بهانه ای زیر فشار گذارد . دستگیری دهها تن از دانشجویان چپ و سوسیالیست ، رادیکال و مبارز ، به مرگ کشاندن محمود صالحی در شرایط بد جسمی ایشان در زندان و بیمارستان ، وضعیت بد بیماری چشمی منصور اسانلو بعد از عمل در زندان اوین ، برخورد با فعالان زن و دستگیری و زیر فشار گذاشتن هر روزه آنان و مرگ دانشجوی سنندجی ابراهیم لطف الهی در زیر شنکجه و فشار، احکام ضد انسانی قصاص اسلامی در سراسر کشور و بویژه منطقهء سیستان و بلوچستان جهت ارعاب و جلوگیری از پیشروی مردم ، همه و همه زنجیره ای از جنایات رژیم برعلیه بشریت هستند که حاکمان جمهوری اسلامی از زمان به روی کار آمدنش تا به امروزهمچنان به آن ادامه می دهد.
همچنان در این کمپین به استحضارتان رسید که: « طی چند روز گذشته، بیش از ۹۰۰ مهاجر افغان در حالی از ایران اخراج شدند که بارش برف سنگین بیشتر مناطق افغانستان به ویژه غرب این کشور را فرا گرفته وجان بیش از صد ها تن را گرفته است.این مهاجران از ولایات مختلف افغانستان هستند و دولت می گوید انتقال آنان به مناطق اصلی شان در هوای سرد این روزها، ناممکن است.مقامات محلی می گویند مهاجرین اخراج شده، در سرپناه های موقت، مسافر خانه ها و خانه های مردم اسکان یافته اند.» پرسش این است : شما از یکسو توافق می کنید که در این هوای سرد اخراج نمی کنیم و سفارت ايران دركابل ازدستور رئيس جمهور كشورمبنى بر توقف مؤقت روند اخراج مهاجرين افغان طى فصل سرما خبرداده است و از سوی دیگر فوج فوج نیروی انسانی را در وضعیت دشوار که دولت افغانستان کمترین امکان پا سخگویی و رسیدگی به این همه اخراج شدگان را ندارد ، پس می فرستید، چرا؟ به شما می شود گفت ؛ انسان ؟
رئیس دولتش فرمان توقف صادر می کند ، دفتراموراتباع خارجي وزارت كشورايران در همکاری تنگاتنگ نیروی انتظامی کشور، افغانی بی چیز را که نزدیک به سه دهه در ایران و در بد ترین شرایط ممکن و زیربار سخت ترین کارها خم به ابرو نیاورده اند ، دستگیر می کنند و پس می فرستد ، و این پس فرستادن ها تعطیل بردار نیست حتی در سینه زنی تاسوعا و عاشورا، هوای سرد بهمن ماه و بی کفایتی دولت حامد کرزی در قبال عدم پاسخگویی به انتظارات شهروندان خودش !
دستانی که به نام دولت و صاحبان قدرت ، این چنین جنگ روانی برعلیه ملتی را در برابر ملت دیگر سازمان می دهد ، جز نفرت ملی ، اعمال راسیسم دولتی ، خارجی ستیزی عنان گسیخته وولنگاری دولت مردان نظام ایران ، هیچ نام دیگری بر آن نمی توان نهاد !این اعمال ضد انسانی در نزد افکارعمومی بشریت مترقی بشدت محکوم است و ما نیز به سهم خویش آنرا قویا محکوم می کنیم . یک افغانی حق دارد به نام انسان در هرکجا که خود بخواهد زندگی اختیار کند ، هیچکسی را نمی بایست ، به اجبار از ایران بیرون کرد و به دشمنی با نیرویی بر خواست که در طول سه دهه سهمی جدی در درون ایران با تن دادن اجباری به بردگی کار، بعنوان نیروی میلیونی کاردر کنار سایر کارگران و زحمتکشان ایران ، سهمی جدی در ساختن و پرداختن داشته اند . با بهانه و بی بهانه، هیچ افغانی نباید از ایران اخراج گردد.پس از فشار های بسیار زیاد که از سوی روشن فکران ایرانی و مردم ایران و اعتراضهای خود افغانها به دولت ایران وارد شد , دولت بازی ِ دیگری را آغاز کرد تحت عنوان { اعطای ویزای کار مشروط}.
تا چه اندازه توهین آمیز است.به 46 شغل آن هم- به شرط - ویزای کار داده میشود. این یعنی نهایت نژاد پرستی و دیکتاتوری . ]الف[شیرمحمد اعتباری وزیرعودت مهاجرین درنشست خبرى اول حوت در شهر هرات اعلام نمود که حکومت ایران اعطای ویزه به مهاجرین افغان را مشروط به تضمین یک شهروند ایرانی وبه شکل انفرادی به سيصد هزارمهاجرافغان درایران که بعد ازبازگرداندن خانواده هاى شان شخصاً مایل به پیدا نمودن کاردرایران باشند قبول نموده است.از طرفی حدود سی هزاربیجاشده در داخل افغانستان درسه کمپ درحومه شهرهرات بسرمیبردند در حالی که تا اوایل برج 12 و بیش از ١٢٩هزار افغانی از ايران رد مرز شدند و شکنجه ها , تحقیر ها و توهین ها در شیراز, اصفهان , ورامین , قزوین , سمنان ,قم , بوشهر و زاهدان در طول سی سال گذشته به اوج خود رسید و بالاترین بی حرمتی ها وتجاوزها در طول 9 ماه آخر سال 1386 صورت گرفت.
سالی که سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گذاری شد اینگونه بود.
دستگیری بیش از 1800 تن و نگهداری آنها در اردوگاه تل سیاه سیستان و بلوچستان و اخراج آنها در روز شنبه 1386/12/11 از راه پل ابریشم ( مرز نیمروز) یکی دیگر از اقدامات دولت ایران بود در حالی که دولت ایران ( شخص احمدی نژاد ) از طریق نماینده خود در کابل اعلام کرده بود که تا فصل گرما اخراج را متوقف کرده اند ولی تا این تاریخ دوبار گفته خود را زیر سوال بردند و خلاف توافق نامه ها عمل کردند.
همچنین مقامات ایرانی از پیشرفت کار اظهار خوشحالی می کردند در این بابت معاون امنيتي و انتظامي استاندار خراسان رضوي اعلام کرد که هر هفته بيش از دو هزار مهاجر غيرمجاز افغان از مجاري قانوني به كشورشان بازگردانده مي شوند.این مقام اعلام کرد که دوهزار مهاجر غیر مجاز در حالی که این دروغی محض بود زیرا از هر 10 نفر که اخراج شد 3 نفر دارای مدرک بود و بسیاری از مدارک افغانها در زاهدان , شیراز , اصفهان و دیگر مراکز توسط مامورین قیچی شده و از بین رفت.تا اینجا متوجه شدهاید که شرایط زندگی در ایران برای مهاجرین افغانی تا چه اندازه سخت و طاغت فرسا شده.با وجود این همه فشار باز تعدادی از افغانها نتوانستند که با شرایط موجود در افغانستان کنار آیند و موج های بازگشت دوباره شروع شد که می توان به دستگیری 330 نفر در زابل در روز 1386/12/13, دستگیری 150 تن دیگر در شهریار و یا دستگیری 150 تن دیگر در اصفهان در تاریخ 1387/01/20 اشاره کرد .
دو باره ایران بازی دیگری ترتیب داد و آن هم تعویض اسناد هویتی مهاجران افغانی بود.در زمان انقلاب کسانی که آمده اند به آنها کارت مهاجرت که سفید رنگ بود داده شد. در مرحله بعد به افغانها یک دفتر دو برگ که زمینه سفید داشت داده شد که به وسیله آن میشد کوپن دریافت کرد.اما در مراحل بعدی دو لت کوشید تا از امتیازات افغانها بکاهد. و مدارک شناسایی تبدیل گشت به کارت ویژه مهاجرین افغانی-->> کارت شناسایی ویژه آوارگان و اتباع افغان -->> برگ تردد
اکنون مهم ترین مدرک و معتبرترین مدرکی که بیشتر افغانها داردند همین برگ تردد است که تنها تا 1385/06/01 اعتبار داشته و در هرجا که باشیم نیروی انتظامی تنها به تاریخ آن گیر میدهد و شخص را دستگیر کرده و به اردوگاه می فرستد.
این بازیها هنوز تمام نشده که اعلام شد رئیس دفتر كميشنري عالي سازمان ملل در امور پناهندگان در افغانستان گفت: طی تفاهم نامه ای که بین UNوکشورهای ایران و پاکستان منعقد گردیده است، مهاجرین افغانی تا سال 2010 حق اقامت در کشورهای متذکره را دارند. قابل یادآوری است که حدود 3 میلیون مهاجر در کشورهای همسایه به صورت قانوني زنده گی می نمایند که حدود 2 میلیون در پاکستان و 940 هزار نفر در ایران مي باشد و اکثریت آن ها عدم امنیت، سرپناه و فرصت های معشیتی را از موانع عدم بازگشت شان می دانند.
سوء استفاده مقامات دولتی از طرح آمایش 3 که با پشتیبانی دولت ایران صورت گرفت نمونه ای دیگر از اقدامات طلایی در پایان سال 1386 میباشد. ]ب[
جلوگیری از برپایی نماز عید و نماز جمعه در مساجد مهاجرین و پلمپ کردن مدارس خود گردان و بازداشت معلمین این مدارس نیز برگ زرّینی دیگر در تاریخ ایران است که به ثبت رسیده است.
[الف] :گچ پز ۝ آهک پز۝ کیسه زن۝ کوره خالی کن۝ کوره چین۝ فخار۝ قالب زن۝ چاه کن۝ حفار۝آسفالت کار۝ بتن ریز ۝بتن ساز۝ بلوک ساز۝ دام پرور و دامدار۝ متصدی مرغ داری۝ چوپان۝سلاخ دام طیور۝ پوست و پر کن۝ سیرابی و روده پاک کن۝ آهک زن۝ پرم ساز۝ ماشین کار شستشوی پوست۝ کاگر مواد شیمیایی۝ سالامبور ساز۝ کارگر سوزاندن و امحاء زباله۝کارگر بازیافت مواد شیمیایی۝ کار گر تخلیه و بار گیری۝ کارگر کوره ریخته گری۝ پله ساز۝تیرچه ساز۝ پرس کار موزاییک۝ برش کار سنگ۝ کار گر دستگاه سنگ بری۝ کار گر ماشین سنگ تراش۝ صیقل کار۝ مشاغل راه سازی و معدن۝ کار گر پل ساز۝ کار گر تعمیر و نگه داری تونل۝ کار گر آتش بار۝ کارگر استخراج معدن۝ کار گر حفار معدن۝ کار گر بیل زن۝ کار گر زراعت کار۝ کار گر سم پاش۝ کار گر علوفه جمع کن۝